ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - علوم فراوان و انديشههاى دقيق براى شناخت حكمت بزرگ خلقت انسان لازم است
اين مبحث روان و روح را دو حقيقت متمايز معرّفى نمائيم ، بلكه مى خواهيم آن حقيقتى را در نظر بگيريم كه ابعاد و نيروهاى تصعيد و تعالى را دارا بوده و انسان را از حيوان جدا مى كند ، خواه اين حقيقت استعداد تعالى طلب و تصعيد جوّى روان بوده باشد ، يا حقيقتى ديگر . اوّلين مشكل بزرگ روح در اينست كه بعضى از متفكَّران از يك طرف نمى خواهند بوجود چنين حقيقت عظمائى در انسان اعتراف كنند و از طرف ديگر توانائى انكار تعالى جوئى و تصعيد طلبى درون آدمى را هم نمى توانند انكار كنند و در نتيجه روح به حالت معمّائى خود در مغزهاى اين نوع دانشمندان ادامه مى دهد .
يكى ديگر از مشكلات بسيار اساسى روح در اينست كه آيا ارزش طلبىها و گرايشهاى روح به اخلاق عالى انسانى و اشتياق شديد آن به قرار گرفتن در جاذبههاى حقايق فوق طبيعى و حقيقت اعلى كه خدا است ، كسبى و تلقينى خالص است چنانكه بعضى از متفكَّران گمان مى كنند يا در طبيعت اصلى روح است ، چنانكه همهء مذاهب آسمانى و حكما و انسانشناسان بزرگ معتقدند با ملاحظات همه جانبه در انواع چهارگانهء فوق ، مشكلات و مسائل مبهم فراوانى را مى بينيم كه تاكنون به حلّ و فصل نهائى خود نرسيدهاند . بنظر مى رسد اساسىترين مشكلى كه وجود دارد و قطعا با ناديده گرفتن آن بهيچ پيشرفتى در مشكلات فراوان انواع چهارگانه فوق نائل نخواهيم شد ، اينست كه در دو قرن نوزده و بيست اصرار فراوانى انجام مى گيرد كه مسائل انواع چهارگانه را از يكديگر مجزّا نمايند و هر يك از آنها را مستقلَّا مورد بحث قرار بدهند ، اين همان تجزيهء يك واحد حقيقى است كه قطعا به از بين بردن همان واحد مى انجامد و در نتيجه بررسىها و تحقيقات مربوط به جزء جدا شده و مرزبندى شده معلومات ناقص و ابهام انگيزى را بوجود مى آورد . اكنون با دقّت در اين مقدّمه روشن مى شود كه به چه علَّت امير المؤمنين عليه السّلام در توجيه مردم به انسانشناسى همهء جوانب و ابعاد انسان را مطرح مى كند . شما