ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٥ - علوم فراوان و انديشههاى دقيق براى شناخت حكمت بزرگ خلقت انسان لازم است
مربوط به انسان بر چهار نوع عمده تقسيم مى گردد : نوع يكم - مشكلات مادّى و جسمانى كه كالبد و هر يك از اجزاء آن است كه مقدارى از علوم را بخود اختصاص داده است . مثلا هنوز در بارهء ساختمان چشم و پديدهء ديدن ، مسائل نظرى فراوانى وجود دارد . در بارهء تغيير و تحوّل سلَّولها و علل و شرايط و موانع آنها مطالب نظرى زيادى ديده مى شود .
همچنين در بارهء قلب و فعّاليّتهاى آن در ارتباط با اجزاء و شرائط موجوديّت قلب از وجود مشكلاتى خبر مى دهند . تشخيص دقيق بيماريها با قطع نظر از معلول و خاصّيّت بيمارى و همچنين طرق معالجهء بيمارىها و براى نيروى انطباق بدن با محيطهاى گوناگون تا حدّ بسيار زياد مسائلى است كه توضيح و تفسير كاملا همه جانبه و قانع كننده پيدا نكرده است مانند قضاياى مربوط به مراحل مختلف حاملگى زنان ، چه آن قضايا كه مربوط به زن حامله است و چه قضاياى مربوط به جنين كه در تحوّل متنوّع حركت مى كند .
نوع دوم - مشكلات مربوط به مسائل روانى است كه نخستين مشكل در اين قلمرو ، ناتوانى دانشمندان از يك تعريف كاملا صحيح در بارهء خود روان است كه محور همهء مسائل روانى است . در اينجا جملهء يكى از متفكَّران مشهور را بياد مى آوريم كه مى گويد : « در دوران ما روانشناسى با پرداختن به مسائل عمومى و فرعى بصورتى در آمده است كه مى توان گفت : روانشناسى علمى است كه در همه چيز بحث و بررسى مى كند مگر در موضوع خود كه » روان « است . يكى ديگر از متخصّصان علوم روانى مى گويد : روانشناسى درگذشته سر بى تن بوده و در دوران ما تن بىسر است » .
نوع سوم - مشكلات مربوط به تأثير و تأثّر بدن و روان با همديگر كه از مهمترين همهء آنها نبودن سنخيّت و طناب وصل كنندهء علَّت و معلول بيكديگر است كه در جهان فيزيكى حدّاقلّ در سطح نمودها قابل مشاهده مى باشند .
نوع چهارم - مشكلات مربوط به روح است . البتّه ما نمى خواهيم در