ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - نوع يكم
كيفيّت « حيات معقول » آنان قناعت ننموده در صدد عقب زدن بلكه نابود كردن آنان نيز بر مى آيند در صورتى كه مردان مسابقه در خيرات كاملا آنانرا مى شناسند و ارزش عمومى حيات آنانرا بجاى مى آورند و مادامى كه سنگر ضدّ انسانى بخود نگرفته باشند از كمك كردن به آنان دريغ نمى كنند . و اگر تزاحمى ميان دو گروه مزبور پيش بيايد مردان مسابقه در خيرات آن تزاحم را به سود طرفين حلّ ميكنند بشرط اين كه موجب سوء استفاده نشود ، در صورتى كه تكاپوگران در راه امتيازات مادّى محض در هنگام تزاحم ممكن است تا سر حدّ محو وجود مردان مسابقه در خيرات پيش بروند . داستان اينان با آن انسانهاى خير و كمالجو در اين موارد شبيه به داستان جغدهاى محقّر و پست با باز بلند پرواز است كه در مثنوى آمده است :
< شعر > باز در ويرانه بر جغدان فتاد راه را گم كرد و در ويران فتاد او همه نور است از نور رضا ليك كورش كرد سرهنگ قضا خاك در چشمش زد و از راه برد در ميان جغد و ويرانش سپرد بر سرى جغدانش بر سر مى زنند پر و بال نازنينش مى كنند ولوله افتاد در جغدان كه ها باز آمد تا بگيرد جاى ما چون سگان كوى پر خشم و مهيب اندر افتادند در دلق غريب باز گويد من چه مى خوردم به جغد صد چنين ويران رها كردم به جغد من نخواهم بود اينجا مى روم سوى شاهنشاه راجع ميشوم خويشتن مكشيد اى جغدان كه من نى مقيمم مى روم سوى وطن اين خراب آباد در چشم شما است ور نه ما را ساعد شه باز جا است جغد گفتا باز حيلت ميكند تا ز خان و مان شما را بركند خانههاى ما بگيرد او به مكر بركند ما را به سالوسى زوكر مى نمايد سيرى اين حيلت پرست و اللَّه از جمله حريصان بدتر است او خورد از حرص طين را همچو دبس دنبه مسپاريد اى ياران به خرس < / شعر >