ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - عوامل كبر و غرور دمار از روزگار حياتش در نياورد
تورّم خود طبيعى است كه كبر و غرور بمعناى فريفتن خويشتن ناميده مى شود .
فرياد از اين خود طبيعى كه بتى در درون شود و همهء موجوديّت آدمى را مجبور به سجده و به زانو در افتادن در برابر خود نمايد - < شعر > مادر بتها بت نفس شما است ز ان كه آن بت مار و اين بت اژدها است آهن و سنگ است نفس و بت شرار آن شرار از آب مى گيرد قرار سنگ و آهن زاب كى ساكن شود آدمى با اين دو كى ايمن بود < / شعر > زيرا - < شعر > سنگ و آهن در درون دارند نار آبرا بر نارشان نبود گذار زاب چون نار برون كشته شود در درون سنگ و آهن كى رود بت شكستن سهل باشد نيك سهل سهل ديدن نفس را جهل است جهل صورت نفس ار بجوئى اى پسر قصهء دوزخ بخوان با هفت در < / شعر > برويد از آغاز تاريخ زندگى بشرى براه بيفتيد و هر خون بنا حقّى را كه ديديد زمين را رنگين ساخته است ، براى تفسير و تحليل آن ، مغز خودتان را خسته نكنيد ، آن خون نا حق را كبر و غرور و خودخواهى بنى نوع صاحب همان خون ريخته است . در وسط راه به ميليونها خرابىها خواهيد رسيد . اگر براى شما ثابت شد كه آن خرابىها روزى آباديهاى عالى بودند و روز ديگرى تيشهء ستم آنها را ويران نموده است ، براى شناخت عامل آن ستم ، هيچ راه دورى نرويد ، بلكه دنبال عامل حقيقى آن برويد كه كبر و غرور و خودخواهى موجودى است كه انسان ناميده مى شد . از هر جا و هر مكان و زمان كه ناله و شيون سوزناكى شنيديد كه معلول فقدان عوامل زندگى مناسب ناله و شيون كنندگان نبوده است ، حتما بدانيد كه كبر و غرور و خودخواهى حيواناتى انساننما موجب آن ناگواريها بوده است . اگر در سر راهتان با شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه و خرابه نشينان مواجه شديد ، براى تفسير اين پديدههاى جانكاه احتياجى به فلسفه بافىهاى بيهوده نداريد ، قطعا بدانيد كبر و غرور و