ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - در روز قيامت مأمورى است موكَّل به كشاندن انسانها براى حساب و شاهدى است براى شهادت بهر چه كه در زندگى دنيوى انجام دادهاند
( إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ) [١] ( هيچ نفسى نيست مگر اين كه براى او فرشته ايست حافظ ) و اين كه شاهدى با انسان براى شهادت خواهد بود ، چنانكه اشاره كرديم ، باضافهء تأكيد به اثبات سرگذشت بشرى براى خود او است ، كه خود انسان با نامهء اعمال و شهادت اعضايش به آنچه كه انجام داده است شهادت خواهد داد .
و آن شاهد ، انعكاس همهء سرگذشت را در زنجير رويدادهاى هستى هم شهادت مى دهد .
٢١ ، ٢٦ - درجات متفاضلات ، و منازل متفاوتات ، لا ينقطع نعيمها ، و لا يظعن مقيمها ، و لا يهرم خالدها ، و لا يبأس ساكنها ( بهشت داراى درجاتى است يكى برتر از ديگرى ، و داراى منازلى است متفاوت ، نعمتهايش قطع نشدنى است . و كسى كه در آن اقامت دارد هرگز از آن كوچ نخواهد كرد و براى ساكن ابديش پيرى راه ندارد و اندوه و ناگوارى هرگز بسراغش نخواهد آمد . ) مباحث مربوط به بهشت در تفسير خطبهء ٨٧ خواهد آمد انشاء اللَّه .
[١] . الطَّارق آيهء ٤ .