ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - در روز قيامت مأمورى است موكَّل به كشاندن انسانها براى حساب و شاهدى است براى شهادت بهر چه كه در زندگى دنيوى انجام دادهاند
( در صور دميده شده و آن روز است روزى كه مردم [ در اين دنيا در بارهء عظمت و هيبت آن ] وعده [ تهديد ] شده بودند ، و هر انسانى [ در اين روز ] مى آيد و همراه او مأموريست كه او را براى حساب ميراند و مى كشاند و شاهديست كه براى او شهادت خواهد داد . ) ممكن است گفته شود : خود انسانها در آن روز آمادهء حساب و رسيدگى به سرگذشت آنان در اين دنيا خواهند بود و همچنين نامهء اعمال و اعضاى آنان به آن چه كه عمل كردهاند ، شهادت خواهند داد ، لذا چه احتياجى به مأمور و شاهد خواهند داشت مفسّرين پاسخهاى گوناگونى به اين سؤال دادهاند .
اوّلا بايد توجّه داشته باشيم باين كه هويّت مأمور كشاننده و راننده در آيهء شريفه مشخّص نشده است ، لذا ممكن است گفته شود : مأمورى كه انسان را مى راند و مى برد ، خود درون انسان است و آنكه شهادت مى دهد ، اعضاء وى يا ملك موكَّل به شهادت و يا نامهء عمل او ميباشد . ولى از بعضى روايات مانند جملهء مورد تفسير در نهج البلاغه چنين برمى آيد كه دو ملك مأمور دو كار فوق مى باشند . و بنا بر مطلب دوم ، سؤال فوق چنين ممكن است پاسخ داده شود كه با اين كه براى هر دو عمل مزبور ( رانده شدن براى حساب و شهادت ) عامل وجود دارد ، با اين حال ، بجهت اهمّيّت فوق العادهء موقعيّت ، خداوند متعال دو عامل مزبور را براى دو عمل مأمور مى نمايد كه دلالت بر تأكيد شديد در بارهء آن موقعيّت مى نمايد ، زيرا اگر چه خود انسان با عامل جبرى درونى بطرف حساب حركت خواهد كرد ، با اين حال حكمت وجود مأمور خداوندى در بردن او براى حساب ، احتمالا شبيه همان حكمت است كه در اين دنيا در وجود مأمور براى بردن متّهم به دادگاه مراعات مى شود ، اگر چه متّهم چاره اى جز رفتن با پاى خود به دادگاه ندارد ، ولى بنظر مى رسد مأموريّت يك فرشته در بردن انسان در روز قيامت براى حساب ، از همان قانون الهى سرچشمه مى گيرد كه در اين دنيا براى همهء حركات و اعمال بشرى با اين كه خود او بوسيلهء اعضاء و نيروهاى خود مى تواند آنها را انجام بدهد نگهبانى وجود داشت -