ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - مداهنه و تملَّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است
٤٢ ، ٤٣ - عباد اللَّه ، إنّ أنصح النّاس لنفسه أطوعهم لربّه ، و إنّ أغشّهم لنفسه أعصاهم لربّه اى بندگان خدا ، خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن ، مطيعترين مردم بر خدايش و خائنترين مردم بر خويشتن ، معصيتكارترين آنان بر پروردگارش مى باشد . ) مقدارى از شرايط زيستن با « حيات معقول »
مقدارى از شرايط زيستن با « حيات معقول » ١ - خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن ، مطيعترين مردم بر خدايش است
١ - خيرخواه ترين مردم در بارهء خويشتن ، مطيعترين مردم بر خدايش است اطاعت خداوندى حقيقتى است كه اغلب مردم حتّى گاهى بعضى از آنان كه تكاپوها كرده و در مسير رشد قرار گرفتهاند ، گمان مى برند : اطاعت خداوندى عبارت است از برقرار ساختن رابطه ميان خود و خداوندى كه نتيجهء آن عائد خدا مى گردد ، مثلا شكر او را مى گذارد و اين شكر گذارى مانند نفعى است كه نصيب خدا مى شود حمد او را مى گويد ، و اين حمد نفعى است كه عائد او مى گردد خدا را تعظيم مى نمايد و خداوند متعال از اين تعظيم خوشحال مى شود از خدا استمداد مى كند ، يعنى اعتراف مى كند كه قدرت و قوّت از او است و اين اعتراف خدا را خشنود مى سازد گاهى اطاعت كننده چنين مى پندارد كه خداوند اگر هم احتياجى به شكرگذارى و حمد و تعظيم و استمداد نداشته باشد ، از اين كه اطاعت كننده فهميده است كه بايد خدا را اطاعت كند تا او خشنود شود ، رضايت و خشنودى پيدا مى كند ولى اين كه همهء اطاعتها بدون استثناء مربوط به خود اطاعت كننده مى باشد همواره مورد غفلت قرار مى گيرد . در صورتى كه حقيقت همين است كه اطاعت خداوندى در هر شكل و با هر مقدار و هر زمان چيزى جز شكوفائى و فعليّت روح خود آدمى چيز ديگرى نيست .