ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - مسئلهء يكم - ذكر دائمى
همين كه مرا قصد كردى بمن رسيده اى ) .
در نيايشهاى ائمّهء اطهار عليهم السّلام اين مضمون فراوان آمده است كه « حركت كننده بسوى خدا مسافتى ندارد ، يا مسافتى نزديك دارد » براى تحقّق بخشيدن به اين حركت روحى بسيار والا ، تكرار آيات شريفهء ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما ) [١] .
( و ما بآن انسان از رگ گردنش نزديكتريم ) .
( وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ ) [٢] .
( و او با شما است هر كجا كه باشيد ) .
ضرورت دارد . سه - ادامهء ذكر و استمرار دادن بحالت ذكر كه موجب تحصيل توانائى براى برقرار ساختن ارتباط با خدا و يكى از بهترين مقدمات آنست .
بهمين جهت است كه در آيات قرآن به تكثير ذكر دستور داده شده است . ادامهء ذكر خداوندى همان گونه ارتباط با خدا را نتيجه مى دهد كه ادامهء انديشه و تعقّل و فهم و شناخت قوانين هستى را در مغز انسانى . بقول بعضى از حكماء ما نبايد بطورى عمل كنيم كه خودمان را ببينيم كه مى انديشيم و يا تعقّل مى كنيم ، چنانكه در موقع عبور از خيابان خودمان را مى بينيم كه به درختان تماشا مى كنيم بدون آنكه تماشاى ما مستند به انگيزهء ريشه دار و هدفگيرى مستقلّ در بارهء درختان باشد ، نبايد انديشه و تعقّلمان در بارهء انسان و جهان و زندگى ، يك جريان رها شده اى در مغز باشد كه اگر عوامل جبرى پيدا شد كه آن جريان را بوجود بياورد ، ما فقط تماشاگر جريان باشيم . اين مطلب در ذكر خداوند هم صدق مى كند ، ما نبايد تماشاگر يك جريان جبرى در مغز كه مفهومى [ و اغلب ساختگى ] از خدا را در خود دارد بوده باشيم ، ما بايد در جستجوى آن
[١] . ق آيهء ١٦ .
[٢] . الحديد آيهء ٤ .