ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - مسئلهء دوم - ذكر جلىّ و ذكر خفىّ
مى كند و خدا او را در جاذبهء كمال قرار داده است و انگيزه و هدف او در هر كارى كه انجام مى دهد و هر نوع انديشه و گفتارى كه او مشغول به آن است ، و حركت در مسير قانونى وجود او است وى را ذاكر خدا مى نمايد ، خواه بيل بدست مشغول شخم زمين باشد و خواه مشغول بحركت آوردن چرخهاى ماشين براى توليد محصول بسود بندگان خدا باشد ، چه در دانشگاهها بر روى كتاب يا آزمايشگاهها خم شود و يا به دهان استاد خيره بنگرد كه حقائق مطلوب را از آن پديدهها بدست بياورد و خواه در تفريح و بهره بردارى از لذائذ مشروع باشد يا در ميدان كارزار براى مبارزه با حاميان باطل . و چه در خوشى - هاى تندرستى و چه در نالههاى بيمارى . . . همه و همهء حالات و شئون چنين انسانى باردار ذكر خداوندى است . و مى توان بيت زير مولوى را كه مى گويد :
< شعر > من گروهى مى شناسم ز اوليا كه دهانشان بسته باشد از دعا < / شعر > بنحوى با مطلبى كه گفتيم تفسير نمود . با اين حال بايد دقّت كرد كه مسئلهء ذكر خداوندى در آنچه كه گفتيم تمام نمى شود ، بلكه ذكر مستقيم چه بوسيلهء زبان و چه در درون از ديدگاه منابع اسلامى بطور جدّى مطلوب و مورد دستور قرار گرفته است . حكمت ذكر مستقيم خداوندى كه در دو شكل واجب و مستحب ( نماز واجب و اذكار و اوراد غير واجب ) مقرّر شده است ، بسيار متعالى و براى روح ضرورتى است كه مسامحه و بىاعتنائى در بارهء آن صحيح نيست ، زيرا بدست آوردن آگاهى مستمرّ كه در بالا متذكَّر شديم ، هر اندازه جدّى و مستمرّ فرض شود ، باز شخص آگاه و هدفگير انسانى است كه ارتباط شديدى با طبيعت دارد و چه در كالبد كوچكش كه بدن او است و چه در كالبد بزرگش كه عالم طبيعت است پستانهاى مادر طبيعت شيرينتر و جالبتر از آن است كه آدمى را باين زوديها رها كند ، حقيقتا - < شعر > خلق اطفالند جز مرد خدا نيست بالغ جز رهيده از هوا گفت دنيا لهو و لعب است و شما كودكيد و راست فرمايد خدا < / شعر >