ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - در اين دنيا كه صحنهء بزرگى براى مسابقه است ، سه گروه از انسانها براى سبقت تلاش مى نمايند اهل حقّ با همديگر ، اهل باطل با همديگر ، اهل حقّ با اهل باطل
مقدّمه يكم - تقابلى كه خود دو مفهوم حقّ و باطل با يكديگر دارند ، غير از تقابلى است كه دو مفهوم مزبور در موقع گروه بندى انسانها و اتّصاف آنان با يكى از آن دو دارا مى باشند ، زيرا حقّ و باطل با نظر به ذات آن دو ، هر يك طرد كنندهء قطعى ديگرى است ، چنانكه هر حقيقتى طرد كنندهء نقيض خود ميباشد .
اگر حقّ و باطل را از قبيل نقيضين در نظر نگيريم ، حدّاقلّ دو ضدّ همديگرند كه سوم ندارند ( ضدّين لا ثالث لهما مانند حركت و سكون از ديدگاه بعضى از حكما ) و به هر حال در هر موردى كه يك واقعيّت حقّ بوده باشد ، باطل خود بخود در آن مورد منتفى خواهد بود . و بالعكس ، هر واقعيّت و رويدادى كه باطل بوده باشد ، حقّ در آن موقعيّت منتفى خواهد گشت . بنا بر اين ، حقّ و باطل هرگز در يك موقعيّت مانند دو موجود روياروى هم قرار نمى گيرند كه با همديگر گلاويز شوند . اين دو انسان حقّ طلب و باطل جو است كه روياروى هم صف آرائى مى نمايند و قدرت مادّى سرنوشت مادّى زودگذر اين گلاويزى را تعيين مى نمايد و قدرت معنوى و ابدى حقّ ، سرنوشت جاودانى ارزشهاى اصيل انسانى را « كه چنين است و چنين بايد » با قلم الهى بر صفحهء هستى مى نگارد و دلها و وجدانهاى پاك نسلها را در گذرگاه قرون و اعصار توجيه و نگهبانى مى نمايد .
مقدّمهء دوم - مسابقه و عشق به مسابقه اى كه سه گروه در اين دنيا انجام مى دهند ، با نظر به استعداد بىنهايت جوئى روح بشرى بهيچ حدّ و مرزى محدود نيست . اين پديدهء شگفت انگيز با نظر به سرگذشت عينى حيات بشرى در تكاپوهاى نامحدود براى وصول به مقاصد خويشتن ، روشنتر از آن است كه نيازى به تفصيل و استشهاد داشته باشد .
اكنون مى پردازيم به انواع سه گانهء مسابقه : ١ - مسابقهء اهل حقّ با همديگر - احساس ارزش و عظمت حقّ و درك آرامش غير قابل توصيفى كه در هماهنگى با حقّ نصيب آدمى مى گردد و همچنين