ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
است شكست بخورد و دچار انحراف گردد ، در ميان تباهىها و بيماريهاى متنوّع و فراوانى غوطه ور خواهد گشت كه يكى از خطرناكترين آنها حسد است . بنا بر اين ، اگر كسى را ديديم كه حسادت مى ورزد ، بجاى آنكه به معلولها و نمودهاى فرعى پديدهء مزبور در آن بيمار بپردازيم ، بايد ريشهء درون ذاتى آن را كه علَّت اصلى بروز اين پديده است ، پىگيرى كنيم . در اينجا بيت معروف مولوى را در نظر بگيريم كه مى گويد :
< شعر > ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مى نخواهد شمع كس افروخته < / شعر > سوختن خرمن درونى كه همهء سرمايهء آدمى است گاهى ناشى از خود بزرگبينى افراطى است كه ايجاب مى كند ، كه حسود چنين احساس كند كه همهء امتيازات زندگى حقّ مسلَّم او است و ديگران با زور و اجبار از او گرفتهاند ، در صورتى كه ديگران كه آن امتيازات را بدست آوردهاند ، كوچكتر از او بوده و لياقت آن امتيازات را ندارند اين يك حالت روانى واقعا مهلك و تباه كننده است كه حماقت و جهالت آدمى به درجه اى مى رسد كه نتواند بديهىترين قضيّه را كه عبارت است از وجود استعدادها و نيروها ، در ديگر انسانها ، بفهمد و آنرا بپذيرد و اين خود يك جنگ آشتىناپذير با خويشتن است كه تا نابودى خويشتن از پاى نخواهد نشست . اين يك نكته را كه متذكَّر مى شويم ، همواره بياد داشته باشيم كه اصطلاح « خودخواهى » به دو جهت قابل هضمتر از « حسادت » است : جهت يكم - ابهامى كه در معناى عمومى آن است ، زيرا خودخواهى هم در موارد خود بزرگ بينى و عشق به خويشتن كه كينه توزى در بارهء ديگران را در بردارد ، بكار مى رود و هم در موارد « داشتن و صيانت خود » كه از اصل صحيح « حبّ ذات » ناشى مى شود ، بكار مى رود ، لذا بمجرّد گفتن اين كه « فلان كس خودخواه است » بيمارى خاصّى در بارهء آن شخص به ذهن نمى آيد . در صورتى كه بكار بردن صفت حسود در بارهء يك شخص فورا بيمارى خودخورى