ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - ١٠ - از عداوت و كينه توزى بپرهيزيد
باز شدن استعدادهاى انسانى و گسترش نهادهاى وجودى او در دو قلمرو انسان و جهان ، ابعاد و اشكال بسيار دقيق و متنوّعى پيدا كرده است . بعنوان مثال امروزه قدرتمندانى كه مى خواهند خود يا جامعهء خود را بر ديگران مسلَّط بسازند ، آن قدر حيله گرىها در صورت مصلحت و شكل منطق اجتماعى و حتّى بعنوان دلسوزى و نجات دادن جامعهء ديگران و بهانهء پيشرفت براه مى اندازند كه واقعا قابل توصيف نيستند . دانشهائى كه بوسيلهء دانشمندان در اين مسائل بكار گرفته مى شود اگر نيروى آن كار را در ايجاد محبّت و علاقه ميان انسانها بكار مى بردند ، مى توانستند بشريّت را از تاريخ طبيعى خارج ساخته وارد تاريخ انسانى نمايند . ولى هيهات چه خوشبينى و چه خيال خامى و چه پندار بىاساسى تعبير حالقه ( تراشنده ) كه در جملهء مورد تفسير آمده است ، معناى بسيار مهمّى را در بردارد كه با نظر سطحى نمى توان اهمّيّت آن را درك كرد . براى روشن شدن اين معنى ، بايد در نظر گرفت كه عداوت مانند تيغ تيز يا ديگر وسيلهء تراشى است كه پديدههاى با ارزش متنوّع روان و مغز طرفين را مى تراشد .
اين پديدههاى با ارزش عبارتند از عواطف و احساسات و زيبا يابىهائى كه عناصر اساسى حيات انسانى مى باشند . هر نگاه كينه توزانه اگر چه همراه با عمل مخرّب نباشد ، تير مهلكى است كه هر يك از آن پديدهها را كه در آن ديدگاه قرار گرفته است مى شكافد و متلاشى مى نمايد . گاهى نگاههاى كينه توزانه بقدرى بر اعماق مغز و روان طرف نفوذ ميكند كه گوئى شعاع آن نگاهها مستقيما روح انسانى را نشانه گرفته و هيچ واسطه اى در ميان نبوده است . اين نگاهها حتّى امان نمى دهند كه انديشه و تعقّل طرف خصومت به كار افتاده و از حدّت و شدّت آنها بكاهند . براى روح آدمى عذابى تلختر و جانكاه تر از آن نگاههاى كينه توزانه تصوّر نمى شود كه گوئى همهء عوامل زجر و شكنجهء دنيا در آن نگاهها خلاصه شده است . آيا چشم انسانى مى تواند لحظه اى پليدتر و وقيحتر از آن را داشته باشد كه در يك نگاه واسطهء بروز همهء پليدىها و كثافتهاى درون