ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند
او خيلى بيش از نادر شاه ترسيده و به لرزه در آمده و بيچاره شده است سزار بورژيا بيش از چمبرلن موفّق بوده و قهرمانتر مى باشد ، زيرا حيله گرىها و دروغها و جرئت بر پايمال كردن هر گونه اصول اخلاقى و ارزشى را كه بورژيا مرتكب شده است ، چمبرلن انجام نداده است ، پس وى ناتوان بوده و بورژيا توانا و قهرمانتر بوده است بدبختى بشرى فقط در مسابقهء اهل باطل با همديگر نيست ، بلكه بدبختى بشرى در اين فلسفه بافىها و توجيهات نابكارانه ايست كه مسابقات اهل باطل را ترويج و مورد تشويق قرار مى دهند ٣ - مسابقهء اهل حقّ با اهل باطل - سه نوع عمده در اين مسابقه وجود دارد كه ما در اين مبحث هر يك از آنها را بطور مختصر بيان مى كنيم : نوع يكم - تكاپوئى است كه اهل باطل بدون توجّه به ناهماهنگى باطل با حقّ و قانون ، در برابر اهل حقّ انجام مى دهند ، آنان فقط همين مقدار مى دانند كه كارى انجام مى دهند و در زندگى خود تكاپو مى كنند و با ديگران به مسابقه مى پردازند و كارى با آن ندارند كه حقّ چيست و باطل كدام است و مختصّات هر يك با نظر به قوانين هستى و روحى چگونه مى باشند .
اينان از نظر روحى به اضافهء اين كه استعدادها و سرمايههاى درونى خود را بدون اخذ نتائج انسانى و الا مستهلك مى سازند ، ممكن است در توليد شرّ و نابكارىها مؤثّر بوده و با اين كه چهرهء ضدّ حقّ و حقيقت ندارند ، مورد بهره - بردارى مردم ضدّ حقّ و حقيقت بوده باشند ، مسابقهء اينان در مسيرى كه انتخاب كردهاند فقط با هدفگيرى اشباع ارادهها و جوشش درونى كورانه بر سبقت بوده باشد ، لذا مى توان گفت : اين گونه مردم نظرى به گسترش ابعاد باطل فقط از آن جهت كه ابعاد باطل و ضد حق مى باشند ، ندارند . با اين حال بدان جهت كه حقّ قانون اساسى هستى و انسان است ، چهرهها و ابعاد خود را كه پاسخگوى گسترش ابعاد چنين مسابقه اى بوده باشد ، نشان خواهد داد . شايد بعضى چنين گمان كنند كه اين نوع اهل باطل بدانجهت كه قصد مبارزه و تضادّ با حقّ را