ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥ - زيباييهاى دنيا
فعّاليّت گوهر بسيار با عظمت و داراى انواعى از استعدادها كه روح انسانى ناميده مى شود نبايد در نمودهاى زيباييهاى محسوس كه موقت ( روشنائى غروبكننده و سايه اى رو بزوال ) و نسبى اند خلاصه نمود ، بلكه زيبايابى واقعى آن است كه از همهء ابعاد و استعدادهاى روح در دريافت همهء زيباييهاى هستى بهره بردارى شود . همچنين اين مطلب از كلمات امير المؤمنين فهميده مى شود كه دل بستن به نمودهاى زيباييهاى محسوس و چشم پوشيدن از واقعيّات « انسان آن چنانكه هست » و « انسان آن چنانكه بايد » و « جهان آن چنانكه هست » و « جهان آن چنانكه بايد مورد بهره بردارى قرار بگيرد » سقوط و تباهى بدنبال خواهد آورد : وَيُوبِقُ مَخْبَرُها ( آزمايش اين دنيا به هلاكت مى كشاند ) اگر چه بيك اعتبار دقيق بايد گفت : سرتاسر حيات آدمى در اين دنيا در هر محيط و ميان هر عوامل و شرائطى در امتحان مى گذرد ، ولى در ميان همهء عوامل و شرايط پديدهء زيبائى بسيار حسّاس است ، زيرا هيچ انسانى داراى مغز و روان معتدل نيست كه به زيباييها جلب نشود ، اگر آدمى در رابطه با زيباييها مشاعر و تعقّل و شخصيّت خود را ببازد ، در حقيقت هستى خود را باخته است : ( وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيه وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقى ) [١] .
( دو چشمانت را بسوى اصناف زنان و مردانى از كفار كه آنان را از زيبائى زندگى دنيوى برخوردار ساختهايم دراز مكن ، عنايت پروردگار تو بهتر و پايدارتر است ) .
دو كلمه در آخر جملات مورد تفسير : وَسِنادُ مائِلٌ ( تكيه گاه رو به افتادن و سقوط ) يكى از رساترين توصيفات دنيا است .
تاج كاووس و كمر كيخسرو خيلى بادوام و پايدار مى نمود ، گوئى اختران
[١] . طه آيهء ١٣١ .