ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - زيباييهاى دنيا
بيائيد ، پردههاى نگارين و شفّاف زيباييهاى محسوس را كه يقينا از واقعيّت برخوردارند و ما را بطرف خود جلب مى كنند ، ناديده نگيريم ، از تماشاهاى آنها لذّت ببريم ، تيرگىهاى مغز و روان را با تماشاى آنها بزدائيم ، امّا همانند آن كودكان نباشيم كه توانائى نفوذ به سطوح و ابعاد عميق و عوامل تركيبكننده نمودهاى محسوس را نداشته و روح نورس خود را اسير همان نمودها مى نمايند ، ما بايد هم زيبائى محسوس را درك كنيم و هم از زيبائى آرمانهاى معقول برخوردار شويم و هم علل اصلى آنها را دريافت نمائيم .
در اين صورت است كه زيبايابى ما از بعد حكمت زيباييها نيز نصيبى خواهد داشت و توجّه به نسبى بودن و موقّت بودن و ناپايدارى و تبدّل آنها به زشتىها موجب تشويش و تأسّف و سرخوردگىها نخواهند گشت . در همين فرض بدانجهت كه اصول عميق زيباييهاى متنوّع براى ما مطرح شده است ، اگر چنين فرض كنيم كه همهء انواع نمودهاى زيبا و زشت با يك حركت سريع از ديدگاه ما بگذرند و حتّى آن حركت امان ندهد كه لحظاتى يكى از آن زيباييها را مورد تماشا قرار بدهيم ، باز در همان زنجير متحرّك مركَّب از حلقههاى زيبا و زشت ، حكمتى متعالى خواهيم يافت كه از ذات حركت سر بر مى كشد ، زيرا حركت در جهان هستى كه تنوّع نمودها را بوجود مى آورد ، با توجّه به اتّصال آن به شكوه هستى موجب احساس شكوه خواهد گشت . اين شكوه عالى غير از ذوق زيبايابى در نمود زيباييهاى محسوس است كه خود نمود زيبا براى حواسّ و ذهن بطور نگارين و شفّاف بر نهاده مى شود . تبدّل نمودى كه در ديدگاه قرار گرفته است از زيبائى محسوس به شكوه عالى يكى از بزرگترين دلائل دخالت اساسى قطب درون ذاتى در زيباييها و شكوهها ميباشد .
با نظر به مجموع مطالبى كه در اين مبحث ملاحظه نموديم ، باين نتيجه مى رسيم كه منظور امير المؤمنين عليه السّلام از جمله مورد تفسير نفى زيبائى كه مخالف آيات قرآنى است نبوده ، بلكه مى خواهد براى انسانها گوشزد فرمايد كه