ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣١ - عامل دوم
طرف خصومت و گاهى هم دامن خود تشديد كنندهء خصومت را مى گيرد ، مثلا دست به سلاحى مى برد و بسرعت جنايتى را مرتكب مى گردد كه بسرعت خود را به دام كيفر مى اندازد .
٢ - دانائىهاى ناقص - بغض و عداوتهاى ناشى از دانائىهاى ناقص به اضافهء اين كه عامل بغض و عداوت را مى تواند تشديد و تضعيف نمايد ، زيرا فرض اينست كه صاحب بغض و عداوت تا حدودى از ضررهاى اين صفت پليد آگاه است ، و با اين آگاهى مى تواند جوانب گوناگون بغض و شخص مبغوض را دريابد ، اين خصوصيّت را هم دارد كه ممكن است عواقب وخيم بغض را بداند و احساسات عميق درونىاش بجريان بيفتد و او را ناگهان يا تدريجا از اين صفت خبيثه دور نمايد . و ممكن است يك يا چند بار آگاهىهاى خود را در مسير منحرف بكار ببرد و از اجراى كينه سودى بدست بياورد ، و به مقاومت بر اين پديدهء كثيف بيفزايد . خلاصه تفاوت ميان بغضهاى ناشى از نادانىهاى مطلق و دانائىهاى ناقص عمده در تغييراتى است كه در صورت دانائىهاى ناقص امكان پذير است .
٣ - دانائىهاى مخلوط با اغراض پليد . شديدترين و وحشتناكترين عداوتها و كينهها در اين قسمت سوم است . زيرا فرض اينست كه كينه توز شخصى است دانا و توانا بر ارزيابى قدرت خود و نكات ضعف طرف كه مبغض او است .
البتّه مقصود ما از دانائى در اين مبحث آشنائى با علل و معلولات و موضعگيرىها و به بازى گرفتن رويدادها است نه دانائى بمفهوم علم با ارزش كه خود موجب اجتناب از عداوت و كينه توزىها است . خطر و پليدى دانائىهاى شرورانه و نتائج وخيمى كه همواره به انسانها وارد كرده است ، از تعريف و توصيف بالاتر است . از مدّتها پيش مغزها و انرژىهاى بسيار متنوّع براى تعليم اين گونه دانائىها كه طرف را چگونه مى توان تسليم ارادهء خويش كرد و طرف را چگونه مى توان بصورت يك آلت بىاختيار محض در آورد و چگونه مى توان به سلطه هاى