ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٢ - ١٠ - از عداوت و كينه توزى بپرهيزيد
با همديگر داد سخن داده و آن قدر مطالب ملكوتى در اين باره بيان نمودهاند كه محيّر العقول است . بالاتر از همهء اينها كتب آسمانى و پيامبران عظام اساسىترين هدفهاى رسالت الهى خود را ايجاد صلح و صفا و سلم و محبّت در ميان انسانها معرّفى نمودهاند :
هل الدّين إلَّا الحبّ ( آيا دين جز محبّت چيز ديگرى است ) < شعر > اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و همزادند < / شعر > اگر ما در كتب و مباحث علم اخلاق كه تاكنون با دست بشر نوشته شده است ، چه آن كتب و مباحثى كه پشتيبان اخلاق را خدا معرّفى كردهاند و چه آنهائى كه اخلاق را از استعدادهاى ذاتى بشر و يا محبوبيّت ذاتى خود اخلاق استنباط نمودهاند ، همه و همه محبّت را ضرورى حيات انسانها و خصومت و عداوت را تباه كنندهء آن معرّفى نمودهاند . در ميان آن همه تقبيح پديدهء عداوت و بغض ، مى توان با قاطعيّت گفت : هيچ جمله اى به عظمت جملهء امير المؤمنين ( ع ) كه مورد تفسير ما است ، ديده نمى شود ، زيرا مى فرمايد : بغض و عداوت تراشندهء موجوديّت با ارزش انسانها است . معناى اين جمله موقعى روشن مى شود كه آثار و نتائج قطعى اين صفت خبيثه را در نظر بگيريم .
اين صفت خبيثه در يك جملهء كوتاه مى گويد : هستى طرف ، مزاحم هستى من است وقتى كه هستى يك انسان مزاحم هستى ديگرى بود ، كوشش براى تراشيدن و محو نمودن آن ، يك امر بديهى و ضرورى تلقّى خواهد گشت . گفتيم كه : هيچ يك از صفات متقابل بشرى مانند بغض و محبّت مورد توجّه و حسّاسيّت مردم مخصوصا رشد يافتگان نبوده است . با اين حال ، رواج كينه توزيها و بغض و عداوت نه تنها تقليل نيافته ، بلكه به تبع