ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - مسئلهء سوم - آيا عموم كتابها براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان بايد مورد بررسى قرار بگيرند
و واقعيّات مشترك در بارهء انسانها شبيه بيك عدّه اصول و قوانين كلَّى و مشترك در طبيعت مانند « علَّيّت » است كه دانستن اجمالى و كلَّى آنها ، هيچ كمكى براى علوم طبيعى نمى نمايد و الَّا مى بايست انسانهاى بسيار قديمى مثلا انسانهائى كه هزاران سال پيش زندگى مى كردند و مى دانستند كه در جهان طبيعت ، قانون علَّيّت حكمفرما است ، علوم امروزى را هم مى دانستند .
خلاصه بايد گفت : هر انسان محقّقى در بارهء انسان ، داراى يك كارگاه درونى براى انسان سازى است كه مقدارى موادّ خام آنرا از جهان عينى جمعآورى مى نمايد .
امر سوم - تلقينپذيرى شديد انسان است كه در طول تاريخ به طرز اسف - انگيزى در توجيه حيات انسانها مؤثّر بوده است . اين تلقين بوسيلهء انواعى از سخنان و بيانات كتابى از مردم با مهارت چنان سخت تأثير مى كند كه گاهى از عوامل جبرى طبيعى شديدتر مى گردد . اين امور سه گانه كه نمونهء بسيار ناچيزى از عوامل حسّاسيّت علوم انسانى است مى توانند ضرورىترين انگيزه براى حسابگرى معقول در كتابهاى مربوط به علوم انسانى بوده باشند . پيش از آنكه طريق معقول حسابگرى در بارهء كتابها و آثار مربوط به انسان را متذكَّر شويم ، باين نكتهء مهمّ اشاره مى كنيم كه مقصود ما از ضرورت حسابگرى و بررسى كتابها چيزى جز ضرورت همان حسابگرى و بررسى نيست كه شرط تجويز عرضهء قرص سردرد به بازار براى نسخه نويسى پزشكان است . واقعا جاى شگفتى و حيرت است كه هيچ فردى در هيچ جامعه اى بر كنترل و تفتيش و انواع حسابگرىها و بررسىها در بارهء دواهائى كه براى بيماران جسمى تهيّه مى شود ، فرياد نمى زند كه اى مردم ، آزادى برباد رفت ، سانسور و تفتيش عقائد امرى است ضدّ انسانى و امّا اگر كسى بگويد : در بارهء جانها و ارواح و مغزهاى انسانى هم بقدر اهمّيّت قرص سر درد اهمّيّت بدهيد و نگذاريد هر مغزى هر گونه آتش - فشانى را كه بخواهد راه بيندازد ، فرياد وا انسانا ، وا آزاديا ، وا استوارت