ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - مسئلهء سوم - آيا عموم كتابها براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان بايد مورد بررسى قرار بگيرند
به جهان عينى و صنعت و رياضى و غير ذلك ، زيرا درستى و نادرستى استنتاجهاى مربوط باين موضوعات غير انسانى بدانجهت كه داراى نتائج و نمودهاى قابل مشاهدهء عينى مى باشند ، اشكال و ابهامى در ماهيّت خود آنها در عرضه كردن به افكار جوامع وجود ندارد . آنچه كه موجب بدبختى و نكبت و گمراهى مغزهاى بشرى است ، علوم مربوط به انسان است كه حسّاسترين موضوعات و مسائل آنها ناپديدترين آنها در نمودهاى عينى است . آرى ، اهمّيّت علوم مربوط به انسان در اينست كه حسّاسترين موضوعات و مسائل آنها ، ناپديدترين آنها در نمودهاى عينى است . اهمّيّت علوم مربوط به انسان امور متعدّدى است كه ما به بعضى از آنها اشاره مى كنيم : امر يكم - اينست كه وقتى كه يك متفّكر در شناساندن و توصيف « انسان آن چنانكه هست » اظهار نظر مى كند ، در حقيقت مردم و افكار معمولى از آن توصيف ، « انسان آن چنانكه بايد » را بهره بردارى مى نمايند . بعنوان مثال وقتى كه داروين پديدهء انتخاب طبيعى را در توصيف جانداران بميدان مى آورد ، اين قضيّه كه « انسان چنين بايد باشد » را از آن نتيجه مى گيرند امر دوم - موضوعات و مسائل علوم مربوط به طبيعت و صنعت و رياضى امورى خارج از ذات انسانها هستند ، و انسان با برقرار كردن رابطهء علمى با آنها ، موفّق به درك و فهم آنها مى گردد و در زندگانى خود از معلوماتى كه در بارهء آنها بدست آورده است ، استفاده مى نمايد ، در صورتى كه علوم انسانى مخصوصا روانشناسى با انواع گوناگونش و روانكاوى دو ديدگاه دارد : ديدگاه يكم - رفتار و هر گونه نمودهاى عينى است كه مى توانند در معرض شناختهاى حسّى و آزمايشگاهى قرار بگيرند .
ديدگاه دوم - پديدهها و فعّاليّتهاى مغزى و روانى هستند كه براى شناخت آنها درك و دريافت شخصى خود انسان محقّق ضرورت دارد ، زيرا بديهى است كه اگر كسى معناى لذّت و الم و انديشه و عاطفه و تجسيم و تعقّل و اراده