ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - حقيقت صفات خداوندى فوق تصوّرات ما و وراى كيفيّتها است
كلمه اى را كه بعنوان صفت الهى استعمال مينائيم مقصود سلب ضدّ يا نقيض مفهوم آن كلمه از خداوند است ، چنانكه بعضى گفتهاند : معناى اين كه « خداوند عالم است » يعنى « خداوند جاهل نيست » و اين كه خداوند قادر است يعنى « خداوند ناتوان نيست » و چنانكه مرحوم حاج ملَّا هادى سبزوارى مى گويد : « اين گونه تفسيرات در بارهء صفات خداوند موجب تعطيل عقول از معرفت الهيّات ميباشد » . ما مى توانيم هويّت علم و قدرت را در خود درك كنيم و آنرا نمونهء ناچيزى از علم و قدرت خداوندى تلقّى نمائيم . و اين كه خداوند خود را با صفاتى توصيف فرموده است كه اين صفات داراى معانى روشنى است و در عين حال بجهت علوّ ذات و صفات خداوند ذو الجلال از مفاهيم ذهنى ما در باره آنها ، بايد بدانيم كه مفاهيم آن كلمات در برابر واقعيت ذات و صفات خداوندى درست مانند نورى ضعيف در برابر نور خورشيد است و اين كه خداوند مى فرمايد : ( سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ) [١] .
( پاكيزه است پروردگار تو - خداى عزّت از آنچه كه توصيف مى نمايند ) مقصود همان توصيفات ناشايست مانند قرار دادن فرزند براى او و غير ذلك است و همچنين با اين كه خداوند در بارهء خود فرموده است : ( فاطِرُ السَّماواتِ وَ ) [٢] ( هيچ چيزى مثل و مانند او نيست ) با اين حال از دو راه بندگان خدا را بفهميدن صفات خويش وادار مى نمايد : راه يكم - چنانكه گفتيم بيان صفات خويشتن كه مسلَّما خداوند نمى خواهد ما فقط با الفاظ آن صفات آشنا شويم و مثلا وقتى كه خداوند مى فرمايد :
[١] . الصّافات آيهء ١٨٠ .
[٢] . الشّورى آيهء ١١ .