با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢ - نامه امام عليه السلام به محمد حنفيه و بنىهاشم
رسول خدا صلى الله عليه و آله را احيا مىكند، بدعتها را از ميان مىبرد، كارهاى مخالفان را رسوا مىسازد؛ و به امت مىفهماند كه اهل بيت از ديگران به خلافت سزاوار ترند و در نامه خود به بنىهاشم نيز به همين موضوع اشاره مىكند و مىفرمايد: هر كس از شما كه به ما بپيوندد به شهادت مىرسد و هر كس تخلف بورزد، به پيروزى نخواهد رسيد.
مقصود امام عليه السلام از پيروزى جز آثار مترتب بر قيام و فداكارى آن حضرت يعنى فرو ريختن پايههاى گمراهى، پاك شدن خارهاى باطل از راه پاك شريعت و برپايى ستونهاى عدالت و توحيد و تبيين وجوب ايستادن در برابر منكر براى امت چيز ديگرى نبود.
اين همان معناى سخن امام زين العابدين عليه السلام به ابراهيم بن طلحة بن عبيدالله است كه در هنگام بازگشت از مدينه از ايشان پرسيد: پيروز چه كسى است؟ و امام فرمود:
«هنگام نماز كه فرا رسيد، اذان و اقامه بگو، آنگاه پيروز را مىشناسى». [١]
امام زينالعابدين عليه السلام در اين گفتار به تحقق آرمانهايى كه سيدالشهدا جانش را براى آنها فدا كرد و شكست تلاشهاى يزيد را براى خاموش ساختن نور خداوند و نيز خواست پدرش را در خنثىسازى مجاهدتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و از ميان بردن شهادت به پيامبرى آن حضرت، كه بر امت اسلامى واجب است تا آن را پنج نوبت اعلام دارند، اشاره مىكند. [٢]
واژه فتح در دوازده جاى قرآن به شرح زير آمده است:
١- «فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ ...» [٣]
پس اگر از جانب خدا براى شما فتحى برسد، مىگويند: مگر ما با شما نبوديم.
٢- «فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ ...» [٤]
اميد است خدا از جانب خود فتح يا امر ديگرى را پيش آورد.
[١] ر. ك. امالى شيخ طوسى، ص ٦٦؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٧٧.
[٢] مقتل الحسين، مقرم، ص ٦٦.
[٣] نساء (٤)، آيه ١٤١.
[٤] مائده (٥)، آيه ٥٢.