با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨ - استقبال باشكوه و پذيرايى گرم
پيرامون او مىنشستند و به سخنانش گوش فرامىدادند؛ و از شنيدههاى خود سود مىبردند و آنچه را كه از وى روايت مىكردند ثبت مىنمودند. [١]
شيخ مفيد گويد: ساكنان مكه و عمرهگزاران و اهل ديگرجاها، نزد آن حضرت به آمد و شد پرداختند. [٢]
ابن صباغ گويد: حسين پيش رفت تا به مكه مشرفه درآمد و در آن شهر اقامت گزيد. مردم شهر و نيز مجاوران، حاجيان و عمرهگزاران ديگر سرزمينها نزد وى به آمدو شد پرداختند. [٣]
برخى مورخان نوشتهاند كه مردم مكه از ديدن امام عليه السلام بسيار شادمان شدند و صبح و شام نزد وى آمد و شد مىكردند. [٤]
به نظر مىرسد كه برخى پژوهشگران معاصر، مانند باقر شريف قرشى، از اينگونه نقلها چنين برداشت كردهاند كه استقبالكنندگان از امام عليه السلام و آنهايى كه صبح و شب نزد ايشان در آمد و شد بودند، خود اهل مكه بودهاند. وى در اين باره مىگويد: امام عليه السلام از سوى مكيان مورد استقبالى باشكوه قرار گرفت و صبح و شب نزد وى گرد مىآمدند و احكام دينى و احاديث پيامبر را از وى مىپرسيدند. [٥]
ولى به اعتقاد ما- چنان كه در مقدمه كتاب هم گفتيم- كسانى كه از امام عليه السلام استقبال كردند و نزدش مىآمدند و پيرامونش مىنشستند و به سخن وى گوش فرا مىدادند و از شنيدههاى خود سود مىبردند؛ و آنچه را كه روايت مىكردند مىنوشتند، حاجيان و عمرهگزاران اهل ديگر شهرها بودند كه در آن هنگام در مكه حضور داشتند. از مكيان تنها شمارى اندك و آن هم از غير قريش كه پس از فتح مكه و گسترش اسلام، در آن شهر سكونت گزيده بودند خدمت آن حضرت شرفياب مىشدند. چرا كه قريش دشمنى على و خاندانش را به ارث برده بودند. چنين به نظر مىرسد كه با توجه به سخن امام سجاد عليه السلام- در مكه و مدينه بيست تن دوستدار نداشتيم- بيشتر ساكنان مكه در آن هنگام از قريش بودهاند.
[١] البدايه والنهايه، ج ٨، ص ١٥٣.
[٢] الارشاد، ص ٢٢٣.
[٣] فصول المهمه، ص ١٨٣.
[٤] ر. ك. الفتوح، ج ٥، ص ٢٦؛ اعلام الورى، ص ٢٢٣.
[٥] حياة الامام الحسين عليه السلام، ج ٢، ص ٨٠٣.