با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٢ - ١ - كسانى كه از مدينه آمده بودند
مشخص نمىكند. همان طور كه در كتابهاى تاريخى نام هاشميانى كه از مدينه منوره همراه كاروان حسينى به مكه آمدند، به طور مفصل نيامده است. بلكه در بيشتر اين كتابها به ذكر اجمالى نام هاشميانى كه از مدينه منوره با امام عليه السلام بيرون آمدند، بسنده شده است. [١] از اين رو تعيين نام كامل همه هاشميانى كه از مدينه با امام بيرون آمدند، به طور كامل دشوار است؛ وگرنه از اين طريق يافتن نام كسانى كه در مكه به آن حضرت پيوستند آسان مىشد. بنابر اين در اين زمينه، موضوع مجمل و مبهم مىماند.
آرى، مجموعهاى از دلايل تاريخى اشاره دارد [٢] كه امام عليه السلام همه فرزندان و برادرزادگان خود، فرزندان امام حسن عليه السلام، و همه برادران پدرىاش، بجز محمد حنفيه و عمر أطرف را- آن طور كه از سيره وى برمىآيد- از مدينه با خود آورد. [٣]
اين دلايل همچنين اشاره دارد [٤] به اينكه هنگام خروج امام از مدينه، مسلم بن عقيل نيز با وى همراه بود. اين هم موجب خروج قضيه از اجمال به تفصيل نمىشود، زيرا براى مثال ما نمىتوانيم- در پرتو اسناد موجود تاريخى- درباره آن دسته از آل عقيل كه در مكه همراه امام بودند بگوييم كه چه كسانى در مكه به ايشان پيوستند و چه كسانى از مدينه با وى آمدند.
آرى، از برخى منابع تاريخى برمىآيد كه دو پسر عبدالله جعفر يعنى عون و محمد، همراه پدرشان براى ديدار امام به مكه آمدند و در اوايل خروج امام از مكه مكرمه به كاروان حسينى پيوستند؛ [٥] و برخى منابع ديگر حاكى از آن است كه پدرشان آن دو را از مدينه همراه نامهاى نزد امام فرستاد؛ كه در آنجا به امام پيوستند. [٦]
اين نهايت چيزى است كه درباره آن دسته از بنىهاشم كه در مكه مكرمه به امام عليه السلام پيوستند روشن است. ولى از غير بنىهاشم هيچ كس را نمىشناسيم كه از مدينه آمده و
[١] ر. ك. جلد اول همين پژوهش.
[٢] ر. ك. الارشاد، ص ٢٠١؛ الاخبار الطوال، ص ٢٢٨؛ الفتوح، ج ٥، ص ٢١؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٧١.
[٣] ر. ك. قاموس الرجال، ج ٨، ص ٢١٤؛ و ر. ك. تنقيح المقال، ج ٢، ص ٣٤٦.
[٤] ر. ك. الارشاد، ص ٢٠٢؛ گفت و گوى امام با مسلم در پافشارى حضرت بر پيمودن شاهراه.
[٥] ر. ك. الارشاد، ص ٢١٩؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٧.
[٦] ر. ك. الفتوح، ج ٥، ص ٧٥؛ مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣١١.