با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٥ - چرا محمد حنفيه امام عليه السلام را همراهى نكرد؟
همچنين دربندى در «اسرار الشهاده» به نقل از ابىمخنف، گفت و گوى ميان امام و برادرش محمد در مدينه را آورده است كه در آنجا محمد مىگويد: «به خدا سوگند دورى تو مرا اندوهگين مىسازد و مرا چيزى جز بيمارى شديد از همراهى با تو باز نمىدارد. اى برادر به خدا سوگند توان گرفتن قبضه شمشير و كعب [١] نيزه را ندارم. به خدا سوگند، پس از تو هرگز شادمان نخواهم شد. آنگاه به شدت گريست، به طورى كه غش كرد و چون به هوش آمد گفت: اى برادر، اى شهيد مظلوم تو را به خدا مىسپارم!» [٢]
شيخ حبيبالله كاشانى نيز اين موضوع را يادآور گشته، مىگويد كه پسر حنفيه بيمار بود و توانايى حمل شمشير و جهاد نداشت. [٣] حتى وى يادآور مىشود كه محمد حنفيه در مدينه بيمار بود. [٤]
[١]- گره چوب نيزه.
[٢] اسرار الشهاده، ص ٢٤٦؛ معالى السبطين، ج ١، ص ٢٣٠.
[٣] تذكرة الشهداء، ص ٧١.
[٤] همان، ص ٨٢.