با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢١ - درنگ و تأمل
درخت زيتون احمدى روييدهايد؛ او ريشه و شما شاخههاى آن هستيد. گام پيش نه كه هماى سعادت بر سرت سايه افكنده است و بنىتميم فرمانبردار تواند و مانند شتران تشنه به طرف آبگاه گردن مىكشند. بنى سعد نيز فرمانبردار تواند و كدورت سينههاشان را با آب زلال محبت تو شستشو دادهاند.
امام عليه السلام پس از خواندن نامه فرمود: «خداوند در روز ترس، تو را ايمن دارد و عزيز گرداند و روز تشنگى بزرگ، سيرابت سازد». [١]
در روايت ابن نما آمده است: هنگامى كه فرد ياد شده آماده رفتن نزد حسين عليه السلام شد، پيش از حركت، خبر شهادت آن حضرت به وى رسيد؛ در نتيجه به خاطر از دست دادن يارى حضرت جزع و بىتابى مىكرد. [٢]
درنگ و تأمل
١- امام حسين عليه السلام يك نامه را هم به سران اخماس و هم اشراف بصره فرستاد و طبرى يادآور مىشود [٣] كه امام عليه السلام به مالك بن مسمع بكرى، احنف بن قيس، منذر بن جارود، مسعود بن عمرو، قيس بن هيثم و عمرو بن عبيدالله بن معمر نامه نوشت.
ولى در هيچ جاى تاريخ نيامده است كه يك تن از اينان به نامه امام پاسخ داده باشد و يا آنكه پاسخ در خور ستايشى داده باشد. احنف بن قيس در پاسخ امام او را به شكيبايى سفارش كرد؛ و اينكه آنهايى كه يقين ندارند او را از راه درست به در نبرند! منذر بن جارود نامه و پيك را تسليم ابنزياد كرد كه پيك را كشت! مالك بن مسمع بكرى، تمايلات اموى داشت [٤] و درباره پاسخ وى به امام در تاريخ چيزى نيامده است! قيس بن هيثم گرايش عثمانى داشت و تا پايان عمرش از اهل بيت دورى مىجست. [٥] درباره پاسخ قيس بن
[١] اللهوف، ص ١١٠؛ مثيرالاحزان، ص ٢٧- ٢٩.
[٢] مثير الاحزان، ص ٢٩.
[٣] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٨٠؛ و ر. ك. الفتوح، ج ٥، ص ٤٢.
[٤] ر. ك. زندگينامه او در فصل اول، ص ٣٢.
[٥] ر. ك. زندگينامه وى در فصل اول، ص ٣٤- ٣٥.