با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣ - شهادت عبدالله بن يقطر حميرى
چيست؟ گفت: عبدالله بن يقطين. پرسيد: اين نامه را چه كسى به تو داده است؟ گفت:
زنى كه نمىشناسمش!
ابن زياد خنديد و گفت: يكى از اين دو راه را برگزين، يا بگو چه كسى نامه را به تو داده است يا قتل! گفت: درباره نامه چيزى نخواهم گفت، از كشتن هم ناخشنود نيستم؛ زيرا مىدانم كه هيچ كشتهاى در نزد خداوند بيش از كسى كه به دست چون تويى كشته شود پاداش ندارد. عبيدالله نيز فرمان داد تا او را گردن زدند. [١]
اين شهيد در اين دو روايت- به خلاف مشهور- فرستاده مسلم عليه السلام به سوى امام حسين عليه السلام است؛ و در روايت تسليةالمجالس نام وى نه يقطر [٢] يا بقطر، بلكه يقطين است.
در اينجا اين احتمال به ذهن خطور مىكند كه عبدالله بن يقطر كسى جز عبدالله بن يقطين بوده است. به چند دليل: نخست، اختلاف نام پدر، دوم اختلاف نام دستگيركننده عبدالله يقطر يعنى حصين بن نمير (تميم) با نام دستگير كننده ابن يقطين يعنى مالك بن يربوع تميمى. سوم، دستگير شدن وى در بيرون كوفه و چهارم اين كه ابن يقطر از بالاى كاخ به زير افكنده شد، در حالى كه ابن يقطين گردن زده شد.
اما دلايل زير بى پايگى اين احتمال را اثبات مىكند:
يكم: در اينجا گمان قوى مىرود كه نام يقطين تصحيف نام يقطر، بهويژه در كتابهاى خطى كهن، بوده باشد. آنچه بر قوت اين گمان مىافزايد اين است كه نام يقطين جز در كتاب تسلية المجالس نيامده است. همان طورى كه نام پدر در روايت ابن شهرآشوب مشابه اين روايت، يقطر است و نه يقطين. از اين گذشته، خود روايت تسلية المجالس يادآور مىشود كه اين مرد اهل مدينه است؛ و حال آن كه تاريخ در ميان شهيدان نهضت حسينى اهل مدينه، به اين نام (از غير بنىهاشم) از كسى بجز عبدالله بن يقطر ياد نكرده است.
[١] تسلية المجالس، ج ٢، ص ١٨٢.
[٢] از گفتار آقاى خويى چنين استفاده مىشود كه وى، عبدالله يقطر در «روايت مشهور و روايت نادر ابن شهر آشوب» را يك تن مىداند. او مىگويد: داستان قتل وى را شمار زيادى از بزرگان نقل كردهاند، بجز ابن شهرآشوب كه وى را فرستاده مسلم به سوى امام حسين عليه السلام دانسته و گيرنده نامه او را مالك بن يربوع معرفى مىكند. (معجم رجال الحديث، ج ١٠، ص ٢٨٤).