با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨ - درنگ و نگرش
اين انتساب آتش كينه وى را نسبت به شيعيان و به ويژه اهل بيت عليهم السلام شعلهور ساخت. در نتيجه تاريخ از وى چنان پرونده سياهى ثبت كرد كه الى الابد سياهى آن باقى خواهد ماند.
نقل شده است كه عبيدالله زياد در سال بيستم هجرى [١] از مرجانه مجوسى كه به بدكارى مشهور بود زاده شد. زياد از آن زن جدا شد و شيرويه اسوارى [٢] او را به زنى گرفت. زياد عبيدالله را به مرجانه داد و او در خانه شيرويه (غير مسلمان) نشو و نما يافت. او لكنت زبان داشت و واژههاى عربى را نمىتوانست درست ادا كند. براى مثال به «حَرورى» مىگفت «هَرورى» و شنوندگان را به خنده مىانداخت. [٣]
زياد، پدر عبيدالله، در سال ٥٣ ه به هلاكت رسيد و او نزد معاويه رفت؛ كه در سال ٥٤ ه [٤] وى را واليگرى خراسان داد و در سال ٥٥ والى بصره ساخت. عبيدالله، اسلم بن زرعه كلابى را در خراسان به جاى خويش گماشت و به بصره بازگشت [٥]؛ و تا مرگ معاويه همچنان والى آن شهر بود.
با آن كه كينه عبيدالله بن زياد نسبت به اهل بيت عليهم السلام براى واداشتن وى بر ارتكاب جنايت قتل امام حسين عليه السلام كافى بود، ولى بيم از خشم يزيد و كينهاى كه از او به دل داشت و تمايل عبيدالله براى جلب رضايت و دوستى يزيد، عزم وى را بر كشتن امام عليه السلام به منظور اظهار ارادت به او چند برابر مىساخت. [٦]
يزيد هنگام ترغيب عبيدالله در اجراى فرمان كشتن امام حسين عليه السلام، از همان سلاحى كه پدرش عليه زياد به كار گرفت استفاده و تهديد كرد كه چنانچه از اجراى آن سرباز زند،
[١] ر. ك. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٤٦.
[٢] اسوار: يكى از اقوام ايرانى ساكن بصره كه از روزگاران قديم در آن سكونت گزيده بودند ... و به سواركار جنگجوىشان اسوار يا اسوار (ج: اساوره) گفته مىشود ... (ر. ك. لسانالعرب، ٤/ ٣٨٨).
[٣] ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٥٤٥؛ العقد الفريد، ج ٢، ص ٤٧٧؛ الملحمة الحسينيه، ج ٣، ص ١٤٠.
[٤] ر. ك. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٤٢ و ٢٤٦.
[٥] همان.
[٦] شايد كينه يزيد نسبت به عبيدالله (چنان كه در تذكرة الخواص، ص ٢١٨ آمده است) و يا خشم او نسبت به وى (آن طور كه در تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٨٠ آمده است) نتيجه كينه يزيد نسبت به زياد، پدر عبيدالله، بود. زيرا كه زياد، يزيد را به خاطر فسق و فجورش شايسته خلافت نمىدانست. او، معاويه را از گرفتن بيعت براى يزيد منع مىكرد و نسبت به پيامدهاى اين كار هشدار مىداد.