با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠ - تلاش حكومت مركزى بنىاميه در شام
مىآمد تا اقدامهاى لازم را براى تغيير روند رويدادها را هر چه زودتر به نفع حكومت اموى به اجرا درآورد؛ و او به خوبى از عهده اين كار برآمد.
با وجود اين، منكر تأثير دشمنى نعمان با يزيد و وجود پيوند خويشاوندى ميان او و مختار در موضعگيرى وى عليه انقلابيون نيستيم؛ ولى آنچه را كه در اينجا بيان كرديم، مهمترين عامل مىدانيم.
تلاش حكومت مركزى بنىاميه در شام
اينك روند حوادث را به حسب توالى تاريخى آنها پى مىگيريم تا ببينيم گزارشهايى كه از كوفه به وسيله اموىهايى چون عمارة بن عقبه و مزدورانى چون عمر بن سعد بن ابىوقاص و جاسوسانى چون عبدالله بن مسلم بن سعيد حضرمى براى يزيد فرستادند، در دمشق چه بازتابى داشت.
طبرى در ادامه نقل داستان مىگويد: چون نامهها به يزيد رسيد، ميان نامههاشان بيش از دو روز فاصله نبود. وى سرجون، [١] غلام معاويه را فراخواند و گفت: چه نظر دارى،
[١] سرجون بن منصور رومى (مسيحى): وى دبير و رازدار معاويه بود كه پس از مرگ او، به دبيرى ورازدارى يزيد رسيد (ر. ك. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٧٥، ٢٨٠ و ٥٢٤؛ الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٥٣٥؛ العقد الفريد، ج ٤، ص ١٦٨). ابن كثير گويد: او دبير و كاردار معاويه بود (البدايه والنهايه، ج ٨، ص ٢٢ و ١٤٨). سرجون هنگام شرابخوارى يزيد، نديم او بود (الأغانى، ج ١٦، ص ٦٨).
بنابر اين او در گناه نيز مستشار و رازدار و كاردار و نديم يزيد بود؛ و همه رجال سرشناس شاخه منافقان اهل كتاب به همين منوال در خدمت اهداف جريان نفاق بودند؛ و به عنوان مستشار و نديم در سايه ديگر شاخههاى نفاق مثل شاخه حزب سلطه و شاخه حزب اموى فعاليت مىكردند.
ابن عبدربه گويد: سرجون براى معاويه و پسرش يزيد و مروان حكم و عبدالملك مروان دبيرى كرد؛ تا آن كه عبدالملك كارى را بدو سپرد و او در آن كار سهلانگارى كرد. عبدالملك پس از مشاهده سستى وى، به سليمان بن سعد دبير رو كرد و گفت: سرجون توانش را به رخ ما مىكشد و گمان دارم كه وى نياز ما به خودش را در محاسباتش مىگنجاند، آيا مىتوانى براى كارش چارهاى بينديشى؟ گفت: آرى، اگر بخواهى، حساب را از رومى به عربى باز گردانم. گفت: چنين كن. گفت: مرا مهلت ده تا به اين كار بپردازم. گفت: هر چه بخواهى مهلت دارى. سپس او ديوان را تغيير داد و عبدالملك همه امور ديوان را به وى سپرد. (العقد الفريد، ج ٤، زير عنوان: من نبل بالكتابة وكان خاملا).