با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١ - تلاش حكومت محلى اموى در بصره
برخى منابع تاريخى نوشتهاند كه يزيد، عمرو بن سعيد بن عاص را با يك لشكر گسيل داشت و امارت حج و مسؤوليت برگزارى مراسم حج را بدو سپرد و سفارش كرد، كه حسين را هر كجا يافت بكشد ... [١]
يك مأخذ ديگر مىگويد: «سى تن از بنىاميه را همراه يك گروه فرستاد و فرمان داد كه حسين را بكشند». [٢]
ديگرى مىنويسد: «آنان به جدّ كوشيدند تا امام را دستگير كنند و ناگهان بكشند، گرچه او را به پردههاى كعبه آويخته ببينند». [٣]
از جمله اسناد تاريخى كاشف از اين حقيقت، نامه ابن عباس به يزيد است كه در آن آمده است: «... من هر چيزى را فراموش كنم، اين را از ياد نمىبرم كه حسين بن على را از حرم رسول خدا به سوى حرم خداوند راندى و كسانى را گماشتى تا او را بكشند و بالاتر از آن كسانى را وادار ساختى تا در حرم با او بجنگند ...» [٤]
براى نشان دادن اين كه امويان قصد داشتند، امام عليه السلام را در مكه مكرمه دستگير كنند و يا بكشد، نقل همين اندازه از متون تاريخى بس است.
تلاش حكومت محلى اموى در بصره
عبيدالله بن زياد در دوران حكومت خود بر بصره همه ظاهر زندگى سياسى و اجتماعى مردم را زير سيطره خويش گرفته بود؛ و ستم و بيداد او مشهور است. او ميان قبايل تفرقه مىافكند و ميان بزرگان و اشراف ايجاد ناخوشنودى مىكرد؛ و براى اداره امتى كه نسبت به فساد و تبهكارى حكمرانانشان آگاه و از آنها ناراضى بودند، انواع روشهاى نيرنگآميز را به كار مىبست.
ولى باطن زندگى سياسى و اجتماعى بصره شاهد پديدهاى ديگر يعنى تلاش پنهانى
[١] مقتل الحسين، مقرم، ص ١٦٥.
[٢] تذكرة الشهداء، ص ٦٩.
[٣] الخصائص الحسينيه، ص ٣٢.
[٤] تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٨- ٢٤٩؛ بحار، ج ٤٥، ص ٣٢٣- ٣٢٤؛ و در تذكرة الخواص (ص ٢٤٨) آمده است: «آيا فراموش كردهاى كه طرفدارانت را فرستادى تا حسين را در خانه خدا بكشند».