با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢ - مسلم در كوفه
ديگران دارد در تعارض است. چگونه ممكن است كه امام بااين اوصاف بازهم او را به ترس متهم كند.
٤- ترسو خواندن مسلم با سيره عملى وى تناقض دارد. زيرا اين قهرمان بزرگ، دلاورى و شجاعتى خيرهكننده از خود نشان داد و در هنگام حمله گروههاى كوفى، بى آن كه كسى او را يارى دهد و يا پشتيبانى كند، يك تنه با آنها به مقابله پرداخت. وى شمار زيادى از آن سپاه انبوه را كشت و آنها را وحشتزده و بيمناك ساخت. هنگامى هم كه او را اسير گرفته نزد ابن زياد بردند، اثرى از ذلت و شكست در وى ديده نشده بلاذرى درباره مسلم مىگويد: او شجاعترين و سرسختترين مردان بنىعقيل بود [١]؛ و بلكه پس از ائمه عليهم السلام شجاعترين هاشمى تاريخ است.
اين حديث افترايى است كه براى كاستن از ارج و مقام اين فرمانده بزرگ كه از مفاخر امت عربى و اسلامى به شمار مىآيد ساخته شده است». [٢]
از اين رو ما در اين باره، نظر قرشى را بر نظر مقرم ترجيح مىدهيم، و بر اين باوريم كه اصل نامه و پاسخش صحت ندارند؛ و به گمان قوى اصل حادثه نيز درست نيست.
مسلم در كوفه
چنان كه گذشت، امام حسين عليه السلام به مسلم سفارش كرد كه در كوفه، نزد مورد اعتمادترين مردم شهر برود و فرمود: «چون وارد شهرشدى نزد موثقترين ساكنانش فرود آى». [٣] چرا كه لازمه طبيعى آغاز عمل سياسى- انقلابى مسلم براى دعوت مردم به فرمانبردارى از امام و بسيج آنان براى قيام همراه آن حضرت، و دست برداشتن از آل ابى سفيان، اين بود كه پايگاه وى منزلى باشد كه صاحب آن دوستدار اهل بيت عليهم السلام و موثقترين فرد كوفه باشد.
ابن كثير مىنويسد: [٤] هنگامى كه وارد كوفه شد در خانه مردى به نام مسلم بن
[١] انساب الاشراف، ج ٢، ص ٨٣٦.
[٢] حياة الامام الحسين، ج ٢، ص ٣٤٣- ٣٤٤.
[٣] الفتوح، ج ٥، ص ٣٦.
[٤] البدايه والنهايه، ج ٣، ص ٢٧٩.