با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٢ - جستجو براى يافتن جاى رهبرى انقلاب
گفت: با او مخالفت خواهيم كرد. گفت: چگونه با او مخالفت مىكنى؟ و حال آن كه به خدا سوگند، هر خبرى كه به من داده است از پيامبر، از جبرئيل، از خداى متعال است. تو چگونه با اينان مخالفت مىكنى؟ من جايى را كه در كوفه به دار كشيده خواهم شد مىدانم و من نخستين آفريده خدا هستم كه در اسلام بر او لجام زده مىشود!
سپس او را همراه مختار بن ابى عبيده به زندان افكند. ميثم به وى گفت: تو از زندان رها مىشوى و به خونخواهى حسين عليه السلام برمىخيزى و اين كسى كه ما را مىكشد، مىكشى.
چون عبيدالله، مختار را براى كشتن احضار كرد، پيك با نامه يزيد سر رسيد كه به ابن زياد فرمان مىداد تا از او دست بدارد و رهايش كند. [١] فرمان رسيده بود كه ميثم دار زده شود، و در نتيجه او را بيرون آوردند.
مردى ميثم را ديد و گفت: چرا خودت را به دردسر انداختى، اى ميثم!؟ او با تبسم گفت: امروز وعده ديدار من با نخل است: من براى او آفريده شدهام؛ و او براى من پرورده شده است!
چون از چوبه دار بالا رفت. مردم بر در خانه عمرو بن حريث گرد او جمع شدند.
عمرو گفت: به خدا سوگند كه او پيوسته مىگفت: «من مجاور توام!» چون بر دار كشيده شد، كنيزش را فرمان داد تا زير آن را جارو بزند، آب بپاشد و تميز كند. چون ميثم آغاز به گفتن فضايل بنىهاشم كرد، به ابن زياد گفتند: اين برده شما را رسوا ساخت! گفت: او را لجام بزنيد، ميثم نخستين آفريده خدا بود كه در اسلام لجام زده شد. قتل ميثم، ده روز پيش از رسيدن حسين بن على عليه السلام بود. چون سه روز از دار زدن او گذشت، او را خنجر زدند و ميثم تكبير گفت. سپس در پايان روز از دهان و بينىاش خون جارى شد. [٢]
جستجو براى يافتن جاى رهبرى انقلاب
مسلم بن عقيل عليه السلام، پس از آگاهى بر انجام اقدامهاى تهديدآميز و سريع از سوى
[١] از اين روايت چنين بر مىآيد كه مختار پيش از رسيدن امام عليه السلام به عراق آزاد بود، زيرا كه ميثم پيش ازرسيدن آن حضرت به عراق كشته شد. اين خلاف مشهور است و شايد دربارهاش بتوان گفت كه براى جلوگيرى از پيوستن مختار به امام عليه السلام او را زير مراقبت شديد قرار داده بودند.
[٢] ارشاد، ص ١٧١.