با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢ - شهادت عبدالله بن يقطر حميرى
ولى دو روايت وجود دارد كه بر طبق آنها عبدالله در دوران حضور امام عليه السلام در مكه مكرمه كشته شده است. از اين رو در اينجا مورد بررسى قرار مىگيرد.
روايت نخست: ابن شهرآشوب نقل مىكند كه عبيدالله بن زياد پس از عيادت شريك بن اعور حارثى (در خانه هانى بن عروه) و ماجراهايى كه در آنجا پيش آمد و شريك با كلمه رمز «چرا انتظار مىكشى كه سلمى را تحيت گويى» مسلم را به كشتن عبيدالله تشويق كرد، عبيدالله ترسيد و بيرون آمد و چون وارد قصر شد مالك بن يربوع تميمى نامهاى را كه از دست عبدالله بن يقطر گرفته بود براى او آورد. در آن نامه چنين آمده بود:
«به حسين بن على؛ اما بعد: با خبر باشيد كه فلان شمار از اهل كوفه با تو بيعت كردهاند؛ و چون اين نامه به تو رسيد با شتاب حركت كن كه مردم با تو هستند و هيچ نظر و تمايلى به يزيد ندارند.» ابن زياد نيز فرمان به كشتن عبدالله داد. [١]
روايت دوم: محمد بن ابى طالب در كتاب «تسلية المجالس» مفصل داستان را اين گونه نقل مىكند: در همان هنگام كه عبيدالله با يارانش درباره عيادت مالك بن اعور سخن مىگفت، «ناگاه يكى از يارانش به نام مالك بن يربوع تميمى وارد شد و گفت:
خداوند كار امير را راست گرداند. من بيرون كوفه سوار بر اسبم گشت مىزدم. در آن حال چشمم به مردى افتاد كه با سرعت از شهر به سوى بيابان حركت مىكرد. او را نشناختم.
نزد او رفتم و از وضع و حالش پرسيدم و او يادآور شد كه از مردم مدينه است. آنگاه از اسب فرود آمدم و ضمن بازرسى او به اين نامه دست يافتم.
ابن زياد نامه را گرفت و گشود؛ و در آن چنين آمده بود: بسم الله الرحمن الرحيم به حسين بن على. اما بعد: آگاه باش كه بيش از بيست هزار تن از مردم كوفه با شما بيعت كردهاند. چون اين نامه به تو رسيد، با شتاب حركت كن، چرا كه مردم همه با تواند و تمايلى به يزيد ندارند ...».
ابن زياد گفت: مردى كه اين نامه را با او يافتى كجاست؟ گفت: جلوى در ايستاده است. گفت: او را نزد من بياوريد. چون عبدالله در حضورش ايستاد پرسيد: نامت
[١] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ٩٤؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٤٣ (به نقل از مناقب).