با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٩ - كوفه در انتظار حسين عليه السلام
اشاره
اين روايت تتمهاى دارد كه از فضاى ديگرى، بجز فضاى حماسى حسينى كه در گفتههاى شمارى از مردان خدا، امثال عابس بن ابىشبيب شاكرى، حبيب بن مظاهر اسدى، سعيد بن عبدالله حنفى رضى الله عنه تجلى يافت، خبر مىدهد.
فضاى ديگر با شتاب خود را در فضاى حماسى پنهان مىكرد و آشكار نمىشد؛ هر چند كه در ترسيم مواضع بسيارى از كوفيان آن روز بيشترين تأثيرگذارى را داشت؛ و آن فضاى ضعف روحى بود كه به همه مردم در آن روز سرايت كرده بود. اين روحيه به اندازهاى بر مردم چيره شده بود كه ديدگان حقيقت بين خويش را بستند و به جاى هدايت، كورى را برگزيدند. و دل و زبانشان دوگانه شد و شمشيرهاشان در خدمت كسى كه نمىخواستند درآمد؛ و عزيزترين كسانى را كه دوست داشتند كشت. اين نبود مگر به خاطر ترس از مرگ و دوستى دنيا كه از بيم مرگ در پستى فرو افتادند و در نتيجه شخصيتى دوگانه پيدا كردند و ظاهر و باطنشان متناقض گشت. آرى شيطان بر كسانى كه دنيا را بر آخرت برمىگزينند اين گونه چيره مىشود.
حجاج بن على- كه ابومخنف داستان اين اجتماع را از زبان او نقل مىكند- گويد: به محمد بن بشر همدانى- كه در اين اجتماع حضور يافته بود و داستانش را نقل كرد- گفتم كه آيا تو هم در آنجا سخنى گفتى؟ گفت: من دوست داشتم كه خداوند يارانم را با پيروزى عزت بخشد و دوست نداشتم كه كشته شوم و از دروغ گفتن خوشم نمىآمد!! [١]
كوفه در انتظار حسين عليه السلام
در كشاكش گرد آمدن مردم اطراف مسلم بن عقيل، و بىتوجهى به والى وقت شهر يعنى نعمان بن بشير كه در برابر موج قيام امت ناتوان بود يا خود را به ناتوانى مىزد- چشمان مردم مراقب راه كاروانهايى بود كه از حجاز مىآمد و دلهاشان در انتظار قدوم مبارك امام حسين عليه السلام مىتپيد تا آن دلها را فرش راه گامهاى مبارك فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله كنند.
[١] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٧٩.