با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٦ - دليل نپيوستن عبدالله جعفر رضى الله عنه به امام عليه السلام
كلمه استرجاع بر زبان آورد؛ و ابوالسلاسل (ابواللسلاس)، [١] غلام عبدالله، گفت: اين چيزى است كه از حسين بن على به ما رسيد! عبدالله جعفر او را با كفش راند و گفت: اى كثيف زاده، آيا به حسين چنين چيزى را مىگويى؟ به خدا سوگند اگر نزدش مىبودم دوست داشتم كه تا كشته نشوم از او جدا نگردم. به خدا سوگند من آنها را سخاوتمندانه در راه حسين دادهام و مصيبت آنها بر من گران نيست، چرا كه آنان در راه برادرم و پسرعمويم به شهادت رسيدند و همراهش شكيبايى ورزيدند.
آنگاه رو به مجلسيان كرد و گفت: الحمدلله، مصيبت حسين بر من گران است. اما اگر من نتوانستم حسين را يارى دهم، فرزندانم يارى دادند. [٢]
شايان ذكر است، در اينجا اضافه كنيم كه ابوالفرج اصفهانى نقل مىكند كه عبدالله جعفر پسر ديگرى به نام عبيدالله داشت كه مادرش خوصاء دختر حفصة بن ثقيف بود.
او نيز در كربلا در حضور امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد. او و محمد، پسر عبدالله جعفر رضى الله عنه، از يك پدر و مادرند. [٣]
دليل نپيوستن عبدالله جعفر رضى الله عنه به امام عليه السلام
درباره شخصيت والاى عبدالله جعفر، هم كتابهاى شيعه و هم كتابهاى سنى سخن گفتهاند؛ گويى كه منزلت وى امرى پذيرفته شده است و همگان بر آن اتفاق نظر دارند.
براى مثال علامه حلى درباره او و محمد حنفيه مىنويسد: «قدر و منزلت كسانى چون محمد حنفيه و عبدالله جعفر و امثال آن والاتر از آن بود كه اعتقادى بر خلاف حق داشته و يا از ايمان بيرون رفته باشند ...» [٤]
آقاى خويى (ره) مىنويسد: «منزلت والاى عبدالله جعفرطيار در مرتبهاى است كه نيازى به تعريف و ستايش ندارد ...» [٥]
[١]- طبق ضبط سماوى (ر. ك. ابصار العين، ص ٧٦).
[٢] الارشاد، ص ٢٤٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٥٧٩؛ طبرى، ج ٣، ص ٣٤٢.
[٣] ر. ك. مقاتل الطالبين، ص ٦١ و به نقل از آن بحار، ج ٤٥، ص ٢٤.
[٤] المسائل المهنائيه، ص ٣٨، مسأله ٣٢.
[٥] معجم رجال الحديث، ج ١٠، ص ١٣٨، شماره ٦٧٥١.