با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٥ - درنگ و نگرش
پيوستن دو پسر عبدالله، يعنى عون و محمد به امام عليه السلام: [١] از ظاهر قراين و شواهد تاريخى چنين بر مىآيد كه آن دو همراه پدرشان بودند. سپس به امام پيوستند و پس از خروج كاروان حسين از مكه، با اطلاع و اجازه پدرشان بدان ملحق گشتند. شيخ مفيد گويد: هنگامى كه عبدالله جعفر از او نوميد گشت، به پسرانش يعنى عون و محمد فرمان داد كه ملازم ركاب حضرت باشند و با او بروند و در راه او جهاد كنند. آنگاه خودش همراه يحيى بن سعيد به مكه بازگشت. [٢]
مطابق روايت طبرى و مفيد [٣]، فرزندان عبدالله يعنى عون و محمد پيش از آن حامل نامه پدرشان به امام عليه السلام بودند. هرچند كه سياق داستان مطابق روايت الفتوح چنين است كه او فرزندانش را همراه نامه، از مدينه به مكه، نزد امام عليه السلام فرستاد. [٤] ابن صباغ نيز بر همين باور است و در الفصولالمهمه مىنويسد: «آنگاه نامههايى از اهل مدينه از عبدالله جعفر به دست پسرانش، عون و محمد، و از سعيد بن عاص و گروهى از بزرگان مدينه، به امام عليه السلام رسيد.» [٥]
فرستادن عون و محمد توسط عبدا ... بن جعفر رضى الله عنه براى جهاد و شهادت در ركاب امام عليه السلام، دليل روشنى است بر اينكه قيام حسينى مورد تأييد وى بوده است. دقت در اين موضوع نشان مىدهد كه عبدالله جعفر در اصل تأييد قيام و در اصل مخالفت با رفتن حضرت به عراق، با ابن حنفيه و ابنعباس مشترك است.
از جمله روايتهاى كاشف از تأييد قيام امام عليه السلام، نقل شيخ مفيد است كه مىنويسد:
يكى از غلامان عبدالله جعفر بر وى وارد شد و شهادت پسرانش را تسليت گفت. عبدالله
[١] مادر عون، زينب دختر على عليه السلام و مادر محمد، خوصاء دختر حفصة بن ثقيف بن ربيعة ... بن بكر بن وائلبود (ر. ك. ابصار العين، ص ٧٥- ٧٧).
[٢] الارشاد، ص ٢١٩.
[٣] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٧ و الارشاد، ص ٢١٩.
[٤] الفتوح، ج ٥، ص ٧٥ و مقتل خوارزمى، ج ١، ص ٣١١.
[٥] فصول المهمه، ص ١٨٧؛ نور الابصار، ص ٢٥٨. ولى ابن عبدربه، طبق عادت خود در قلب حقايق، در كتابش مىنويسد: «عبدالله جعفر پسرانش، عون و محمد، را فرستاد تا حسين را باز گردانند! ولى از بازگشتن خوددارى ورزيد و پسران عبدالله جعفر نيز با او رفتند». (عقد الفريد، ج ٤، ص ٣٧٧).