با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧ - ساختار قبيلهاى مكه مكرمه
آن حضرت در يك شِكوه ديگر به درگاه پروردگار از حضرت حق عليه قريش يارى مىجويد و مىگويد:
[پروردگارا] كردار قريش نسبت به مرا كيفر ده؛ كه اينان با من قطع رحم كردند؛ و عليه من يكديگر را يارى دادند و حكومت پسرعمويم را از من سلب كردند.» [١]
امام عليه السلام طى نامهاى در پاسخ برادرش عقيل خطاب به وى مىنويسد: «قريش را از خود دور كن تا در گمراهى، اين سو و آن سو بدود و در تفرقه جولان دهد و در بلهوسى سرگردان باشد؛ چرا كه اينان همان گونه كه پيش از من بر جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله همداستان شدند با من نيز به جنگ پرداختند؛ دنيا و روزگار كيفرشان دهد با من قطع رحم كردند و حكومت پسرعمويم را از من گرفتند.» [٢]
آن حضرت موضع خويش را دربرابر بلاى بزرگ انحراف امت از وصيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و غصب خلافت الهى خود به وسيله رهبرى سقيفه را در بيانى كوتاه چنين خلاصه مىكند:
ازآن هنگامكه خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى مبعوث كرد، روى آسايش را نديدهام و از اين باب خداى را سپاسگزارم. در كودكى خداترس بودم و در بزرگى جهاد كردم.
با مشركان جنگيدم و با منافقان دشمنى ورزيدم، تا آن كه رسول خدا ديده از جهان فرو بست و آن بلاى بزرگ پيش آمد. از آن پس پيوسته ترسان و بيمناك بودهام و ترس آن دارم، كارى پيش آيد كه آرام نتوانم گرفت. خداى را سپاس، از او جز نيكى نديدهام. به خدا سوگند از كودكى تا پيرى شمشير زدهام و خداوند خود مرا در وضعى كه دارم شكيبا خواهد ساخت، چرا كه همه اين كارها به خاطر او بوده است. [٣]
ساختار قبيلهاى مكه مكرمه
مكه مكرمه در آن هنگام ساختار اجتماعى قبيلهاى داشت و از خاندانها، عشاير و
[١] بحار، ج ٢٩، ص ٦٢٨، حديث ٣٨، به نقل از الامامة والسياسة: ص ٥٥، زير عنوان «خروج على من المدينه».
[٢] بحار، ج ٢٩، ص ٦٢١، حديث ٣١؛ نهج البلاغه، ص ٤٠٩، شماره ٣٩.
[٣] بحار، ج ٢٩، ص ٥٥٦- ٥٥٧، حديث ٧؛ به نقل از ارشاد مفيد، ص ١٥١.