با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١ - ميثم تمار كيست؟
او در همان سالى كه كشته شد حج گزارد؛ و به حضور امسلمه- رضىاللهعنها- رسيد.
پرسيد: تو كيستى؟ گفت: ميثم هستم. گفت: به خدا سوگند، چه بسيار از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه در نيمههاى شب از تو ياد مىكرد و سفارش تو را به على عليه السلام مىفرمود.
ميثم درباره حسين عليه السلام پرسيد و امسلمه فرمود: در بستان خويش است. گفت: به او بگو كه من دوست داشتم كه بر او سلام كنم؛ و ان شاء الله در پيشگاه خداوند يكديگر را ديدار خواهيم كرد. [١]
ام سلمه عطرى خواست و ميثم محاسن خويش را خوشبو كرد. ام سلمه گفت: اين محاسن با خون خضاب خواهد شد!
ميثم آنگاه به كوفه رفت و عبيد الله زياد ملعون او را دستگير كرد. چون وى را نزد ابنزياد بردند به او گفتند: اين از برگزيدهترين مردمان در نزد على بود! گفت: واى بر شما، همين عجم! گفتند: آرى! عبيدالله خطاب به او گفت: پروردگارت كجاست؟ گفت:
در كمين ستمكاران؛ و تو يكى از ستمكارانى! گفت تو با عجميت خود به چيزى كه مىخواهى مىرسى! مولايت درباره رفتار من با تو چه گفته است؟
گفت: به من خبر داد دهمين كسى هستم كه بر دارم مىزنى و چوبه دارم از همه كوتاهتر و به غسالخانه نزديكتر است.
[١] شيخ مفيد يكجا مىگويد: «و در همان سالى كه كشته شد حج گزارد.»؛ و در جاى ديگر مىگويد: ميثم از امسلمه درباره حسين پرسيد و او گفت: در بستان خويش است. گفت: «از من به او بگو كه دوست داشتم بر او سلام كنم؛ و ما ان شاء الله در پيشگاه خداوند يكديگر را ديدار خواهيم كرد.»
اين سخنان شيخ مفيد بسيار شگفت و قابل تأمل است. بايد ديد كه چگونه ميثم در آن سال حج گزارده ولى در آن مدت بلندِ حضور امام عليه السلام در مكه مكرمه، نه او را ديده و نه با آن حضرت ملاقات كرده است؟
به احتمال زياد مراد شيخ مفيد از حج گزاردن اصل زيارت بيت الله الحرام است؛ و ممكن است كه اين زيارت عمره بوده باشد. در يك روايت ديگر فرزند ميثم، حمزه، هنگام توصيف رويدادهاى اين زيارت به صراحت مىگويد: «پدرم براى عمره بيرون رفت.» (بحار الانوار، ج ٤٢، ص ١٢٩). بنابر اين، اين زيارت عمره بوده است. همچنين به احتمال زياد ورود ميثم به مدينه پيش از رجب سال شصت يا در همان ماه يعنى پيش از رسيدن خبر مرگ معاويه به مدينه و تقاضاى حكومت اموى از امام حسين براى بيعت با يزيد بوده است. زيرا از ظاهر تاريخ پس از آن تا خروج امام عليه السلام از مدينه چنين بر مىآيد كه امام به باغ خويش در بيرون مدينه نرفته است.