با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٨ - درنگ و نگرش
حضرت فرمود: اگر نزديكى اشيا به يكديگر و از ميان رفتن پاداش نمىبود، به وسيله اينان با دشمن مىجنگيدم، ولى من به خوبى مىدانم كه محل اوج گرفتن من آنجا است، يارانم در آنجا كشته مىشوند و جز پسرم على عليه السلام هيچ يك از آنها نجات نخواهد يافت!». [١]
درنگ و نگرش
١- واقدى در اين روايت كيست؟ زراره چه كسى است؟
واقدى اگر همان محمد بن عمر بن واقد، ابوعبدالله اسلمى مدنى واقدى باشد؛ وى در سال ١٢٠ ه به دنيا آمد و دوران امام حسين عليه السلام را درك نكرد! [٢]
چنانچه واقدى، واقد بن عبدالله تميمى حنظلى باشد، وى در دوران عمر بن خطاب وفات يافت [٣] و او نيز دوران قيام حسينى به سال شصت را درك نكرد!
زراره شخصيت ناشناختهاى است؛ خواه ابن خلج يا حلح (مطابق دلائل الامامة) يا صالح باشد.
نمازى در مستدركات علم رجال مىنويسد: ابن خلج از ياران حسين عليه السلام است و معجزاتش را ديد و خبر شهادت حسين عليه السلام و يارانش را از زبان خود آن حضرت شنيد.
ولى ابن صالح سه روز پيش از رفتن امام به عراق، به ديدار آن حضرت مشرف شد. [٤]
ولى نمازى (ره) پيش از روايت طبرى چيزى نقل نكرده و زراره را به خوبى نشناسانده است! شايد در اين سند حذف و گسستگى صورت پذيرفته باشد و آن كسانى كه با امام عليه السلام ديدار كردند، كسانى غير از واقدى و زراره بودند و نامهاىشان حذف شده است. والله العالم.
[١] دلائل الامامه، ص ١٨٢، حديث شماره ٩٨/ ٣ و به نقل از او، سيد بن طاووس در لهوف، ص ١٢٥، و در آن آمده است: «و زرارة بن خلج» و نيز: «پيش از آنكه به عراق برود به او خبر داديم ... ولى من به يقين مىدانم كه قتلگاه من و يارانم اينجا است ...». بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٦٤، به نقل از لهوف، و در آن آمده است: «زرارة بن صالح».
[٢] سير اعلام النبلاء، ج ٩، ص ٤٥٤.
[٣] مستدركات علم الرجال، ج ٨، ص ٩٨.
[٤] مستدركات علم الرجال، ج ٣، ص ٤٢٥؛ و ر. ك. تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٢٩٧، و ج ١٩، ص ٢٦٣.