با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣ - درنگ و نگرش
درنگ و نگرش
١- سرجون مسيحى ... و پيشنهاد مورد انتظار:
شاخه منافقان اهل كتاب- پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله- در چارچوب جريان نفاق دريافتند كه علت وجودى و سبب تأسيسشان، پشتيبانى كردن از خط انحراف در مقابل اهل بيت عليهم السلام است. نظرى گذرا بر روش كسانى چون كعب الاحبار؛ تميم دارى؛ وهب بن منبه؛ نافع بن سرجس، غلام عبدالله بن عمر؛ سرجون، مشاور معاويه و يزيد؛ و ابى زبيد مشاور وليد بن عقبه، دليلى روشن بر روش خصومتآميز اين شاخه در رفتار و برخورد با اهل بيت عليهم السلام است.
با توجه به پيشينه عبيدالله و آگاهى سرجون از روحيات وى، بسيار مورد انتظار بود كه سرجون براى آرام ساختن كوفه، او را به عنوان فرماندار آن شهر به جاى نعمان بن بشير به يزيد پيشنهاد كند. وى از كينه و دشمنى شديد عبيدالله زياد نسبت به اهل بيت آگاه بود؛ و اين بزرگترين مزيت عبيدالله در نظر سرجون به شمار مىرفت. او همچنين مىدانست كه عبيدالله مردى است بيدادگر كه دست از هيچ ظلم و قتلى باز نمىدارد و مديريت او بر پايه فريب و نيرنگ استوار است؛ و در آن شرايط پيچيده و استثنايى، از هر كس ديگرى براى اداره امور كوفه سزاوارتر است.
ولى سرجون اين را نيز مىدانست كه ممكن است يزيد به دليل دشمنى شديد [١] يا خشمگينى [٢] نسبت به عبيدالله اين پيشنهاد را نپذيرد. از اين رو به منظور تقويت اين پيشنهاد از نامهاى كه معاويه اندكى پيش از مرگ دستور نوشتن آن را داده بود- مبنى بر گماردن عبيدالله بن زياد بر كوفه- كمك گرفت؛ و تأكيد كرد كه نظر او در اين مسأله بر نظر معاويه منطبق است (يا بر عكس).
سرجون، نماينده شاخه منافقان اهل كتاب در دربار اموى بود و در اين مسأله بدون نظر نبود. بلكه- به طور غير مستقيم- پيشنهاد خود را در چارچوب نظر معاويه ارائه داد.
[١]- ر. ك. تذكرة الخواص، ص ٢١٨.
[٢] ر. ك. تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٨.