با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠ - يادآورى
نخستين تصميم تهديدآميز
عبيدالله زياد، پس از ايراد آن سخنرانى تهديدآميز، نخستين تصميم وحشت آفرين خويش را نيز براى قلع و قمع مردم به اجرا درآورد. او بر مهتران و عامه مردم بسيار سخت گرفت؛ و گفت: نام غريبهها و كسانى كه اميرمؤمنان در صدد دستگيرى آنهاست و نيز حروريان [١] و دودلانى كه انديشه اختلاف و تفرقه در سر مىپرورانند برايم بنويسيد.
هر كس نوشت از كيفر معاف است؛ و هر كس ننوشت بايد تعهد كند كه در حوزه رياست او هيچ كدام از مخالفان حضور و يا عزم سركشى عليه ما را ندارند. هر كس چنين نكرد، امان از او برداشته است و جان و مالش حلال است. هر مهترى كه مخالفان اميرالمؤمنين را در قلمروش پناه داده و به ما معرفى نكرده باشد، بر در خانهاش دار زده مىشود و نام آن مهتر از ديوان عطا پاك مىگردد و به زاره [٢] در عمان تبعيد مىگردد. [٣]
يادآورى
مهترى، از وظايف دولت بود كه براى شناسايى رعيت و تنظيم حقوق آنان از بيتالمال وضع شده بود. كوفه صد مهتر داشت. حقوق به سران چهار بخش كوفه داده مىشد و آنان به مهتران، نقيبان و امانتداران مىدادند؛ و اينان حقوق هر يك از مردم كوفه را در خانهاش پرداخت مىكردند. دستور پرداخت حقوق در محرم هر سال داده مىشد و فرمان تقسيم غنايم در هنگام طلوع ستاره شَعْرى، يعنى موسم برداشت غله، ميان مردم صادر مىگشت. مهترى در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله نيز رايج بود. [٤]
[١]- يعنى خوارج، منسوب به حروراء از نواحى كوفه. حرورا نخستين جايى بود كه خوارج پس از بازگشت ازصفين و رسيدن به كوفه در آنجا اجتماع كردند.
[٢] جايى است مشهور بر ساحل خليج «فارس» نزديك عمان؛ كه هوايى بس گرم دارد. از اين رو پسر مرجانه به دليل سختى زندگى در زاره مخالفان را تهديد كرد كه به آنجا تبعيد خواهند شد. (ر. ك. معجم البلدان، ج ٤، ص ١٥٠).
[٣] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٨١؛ ارشاد، ص ٢٠٢؛ تذكرة الخواص، ص ٢٠٠.
[٤] وقعة الطف، ص ١١٠.