با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٤ - گفت و گوى نخست
جنگ دعوت كردهاند و از اين كه تو را بفريبند و تكذيب كنند و با تو مخالفت بورزند و رهايت كنند و در حالى به سوى تو بيايند كه از همه مردم نسبت به تو سختگيرتر باشند، بر تو ايمن نيستم. [١]
او همچنين گفت: اگر عراقيان، آن طور كه مىپندارند، خواهان تو هستند، براى آنان بنويس كه [ابتدا] دشمنانشان را بيرون كنند و سپس نزد آنان برو؛ و اگر در هر حال از رفتن ناگزيرى، به يمن برو كه دژ و دره فراوان دارد و سرزمينى است گسترده. آنگاه دعوتگران خويش را اين سو و آن سو بفرست، اميدوارم كه در اين صورت به سلامتى به مقصود خويش نايل گردى. [٢]
اين سخنان، مهمترين نظرِ عبدالله بن عباس است كه در گفت و گوهاى وى با امام عليه السلام آشكار مىشود و نشان مىدهد كه محور انديشه وى قيام امام عليه السلام را تأييد مىكند و تنها اعتراض او به رفتن آن حضرت به عراق، پيش از تحرك و قيام مردم آنجاست. اين يكى از تفاوتهاى مهم ميان موضعگيرى ابنعباس و موضعگيرى عبدالله بن عمر است كه با اصل قيام بر ضد حكومت ستمگر اموى مخالف است.
ولى اين نظر، به خودى خود كاشف از انتساب ابن عباس به مجموعه نصيحتگران و دلسوزانى كه با عينك پيروزى به قضيه مىنگريستند نيز مىباشد. و اين نگرش چيزى نبود كه خواستههايش، در صورت تحرك عملى براى رسيدن به چنين پيروزىاى، بر امام پوشيده باشد.
در اينجا مجموعه گفت و گوهاى ميان ابن عباس و امام عليه السلام را نقل مىكنيم.
گفت و گوى نخست
اين گفت و گو، سه جانبه بود و عبدالله بن عمر نيز به عنوان نفر سوم در آن شركت داشت و در دوران نخست اقامت امام حسين عليه السلام در مكه مكرمه، كه ابنعباس و ابنعمر (كه قصد بازگشت به مدينه را داشتند) نيز در آنجا حضور داشتند، صورت پذيرفت. از آنجا كه ما در اينجا در مقام تشخيص ابعاد موضعگيرى و تحرك ابنعباس هستيم، تنها متن گفت و گوهاى ميان او و امام عليه السلام را مورد دقت و بررسى قرار مىدهيم.
[١] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٤.
[٢] تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين عليه السلام)، ص ٢٠٤، شماره ٢٥٥.