با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٢ - ميانجيگرى عبدالله ميان عمرو بن اشدق و امام عليه السلام
بر آگاهان پوشيده نيست كه ما در اينجا در مقام بحث درباره متن دو نامه هستيم؛ وگر نه امام عليه السلام كسى نبود كه حتى در صورت داده شدن امان- بدون بيعت- از قيام و نهضت خويش دست بردارد. زيرا قيام او نه به سبب نداشتن امان، بلكه به منظور طلب اصلاح در امت جد او و به منظور امر به معروف و نهى از منكر و عمل به سيره جد و پدرش- صلوات الله عليهما وآلهما- بود.
ميانجيگرى عبدالله ميان عمرو بن اشدق و امام عليه السلام:
از روايت طبرى چنين برمىآيد كه عبدالله جعفر تنها به نوشتن نامه براى امام عليه السلام بسنده نكرد. بلكه براى تحقق وعده خويش مبنى بر تحصيل امان از امويان براى امام عليه السلام، با شتاب مدينه را به سوى مكه ترك گفت.
همچنين از اين روايت استفاده مىشود كه هنگام ميانجيگرى عبدالله جعفر، امام عليه السلام از مكه مكرمه بيرون رفته بود.
روايت مىگويد: عبدالله بن جعفر نزد عمرو بن سعيد بن عاص رفت و ضمن گفت و گو با او اظهار داشت: براى حسين نامهاى بنويس و برايش در آن نامه امانى قرار ده و به او وعده نيكى و جايزه بده و در نامهات به او اطمينان بده و از او بخواه كه بازگردد. شايد با اين كار اطمينان پيدا كند و باز گردد.
عمرو بن سعيد گفت: آنچه را مىخواهى بنويس و نزد من بياور تا آن را مهر كنم.
به دنبال آن عبدالله جعفر نامه را نوشت و نزد عمرو بن سعيد آورد و گفت: نامه را مهر كن و همراه برادرت، يحيى بن سعيد، بفرست؛ زيرا او مىتواند به امام اطمينان دهد و حضرت نيز مىداند كه اين پيام تو جدّى است.
او چنين كرد ... يحيى و عبدالله جعفر به امام رسيدند و آنگاه پس از خوانده شدن نامه بهوسيله يحيى، بازگشتند و گفتند: نامه را برايش خوانديم و كوشش بسيار به خرج داديم.
عذرى كه براى ما آورداين بود كه گفت: من رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم و در آن خواب فرمان كارى را يافتهام كه در پى انجام آن هستم، خواه به سودم باشد و يا به زيانم.
ما گفتيم: آن خواب چيست؟