با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤١ - درنگ و نگرش
آغاز رويدادهاى نهضت حسينى، تحرك خويش را خيلى دير آغاز كرد. اين چيزى است كه از متون تاريخى برمىآيد ولى حقيقت امر را خداوند بهتر مىداند.
ولى ابن عساكر تنها در اين گفتارش به اين نامه اشاره دارد: «و عبدالله بن جعفر بن ابىطالب به او نامه نوشت و وى را از اهلكوفه برحذر داشت و آن حضرت را به خدا سوگند داد كه نزد كوفيان نرود.» [١] وى از پاسخ امام عليه السلام نيز تنها به ذكر اين بخش بسنده كرده است: من رسول خدا صلى الله عليه و آله را درخواب ديدم و او مرا به كارى فرمان داد كه در پى انجام آن هستم. من آن خواب را براى هيچ كس بازگو نمىكنم تا آنكه عمل خويش را ديدار كنم. [٢]
٢- از متن نامه عبدالله جعفر چنين برمىآيد كه درباره پيروزى يا شكست ظاهرى، ديدگاهش با ابن عباس و محمد حنفيه و ديگران مشترك است. همان ديدگاهى كه جهت همه مشورتها و نصايح آنان را تشكيل مىداد و بيم آن داشتند كه امام عليه السلام در راهى كه در پيش گرفته بود كشته شود. از اين رو امام عليه السلام به آنان پاسخ مىداد كه منطقى كه او بر اساسش حركت مىكند جز اين است. او در خواب خويش از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمانى دريافت كرده و مأمور است كه براى امتثال فرمان آن حضرت، اقدام به چنين تحركى كند.
٣- آن طورى كه از متن نامه عبدالله بن جعفر برمىآيد، وى باور يا آرزو داشت كه از طريق ميانجيگرى ميان حكومت اموى و امام حسين عليه السلام- در صورتى كه از قيام چشم بپوشد گرچه بيعت هم نكند- متاركه حاصل شود.
از اين رو امام عليه السلام در پاسخ اين توهم عنوان كرد، مادامى كه بيعت نكند به طور حتم كشته خواهد شد. از آنجا كه او با يزيد بيعت نخواهد كرد، ناگزير نتيجه اين مىشود كه فرمود: «چنانچه در لانه جنبندهاى از جنبندگان زمين بروم، مرا بيرون مىآورند و مىكشند! ...» در اين سخن- بر فرض درستى سخن الفتوح- پاسخِ توهّم عبدالله جعفر نيز هست، كه گفته بود او مىتواند از امويان براى امام و مال و اولاد و خاندانش امان بگيرد.
[١]- تاريخ ابن عساكر (زندگينامه امام حسين عليه السلام، تحقيق محمودى)، ص ٢٠٢؛ نيز ر. ك. البدايه والنهايه، ج ٨، ص ١٦٩ و تهذيب الكمال، ج ٤، ص ٤٩١.
[٢] ر. ك. همان.