با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٧ - اجراى فرمان يزيد مبنى بر دستگيرى يا قتل امام در مكه
نكته شايان توجه در اينجا اين است كه اشدق در اين خطبه، پس از تهديد و ترساندن مردم مدينه [١] و يادآورى مظلومانه ريخته شدن خون عثمان!- كه به دست صحابه كشته شد [٢]- و پس از مدح و ثناى يزيد و بيم دادن مردم مدينه از قدرت او، به طور مستقيم هيچ اشارهاى به قضيه امام حسين عليه السلام نمىكند. هر چند كه تهديد مردم مدينه، كاشف از ترس وى از پشتيبانى از مخالفان به طور عام و از امام به ويژه بود. شايد دليل اصلى اشاره نكردن وى به قضيه امام عليه السلام شناخت او از جايگاه و قداست امام در دلهاى امت بود. در نتيجه بيم آن داشت كه احساسات مردم عليه حكومت بنىاميه تحريك شود؛ و آنان را در عمل گرد وجود امام عليه السلام متحد سازد.
باز مىبينيم كه اشدق به صراحت كامل اعلام مىدارد كه حكومت، قصد كشتن ابن زبير را دارد. شايد آن عاملى كه وى را وادار به چنين تهديدى كرد اين بود كه مىدانست، ابن زبير جايگاه و منزلت مردمى امام حسين عليه السلام را ندارد. اما مىبينيم كه اين ستمگر اموى بىباكانه و بدون توجه به منزلت والاى كعبه، در ميان مردم تهديد مىكند كه خانه خدا را به رغم خواست همگان به آتش خواهد كشيد؛ و اين خود نشان بارز ضعف روحى امت اسلامى است كه با وجود جريحهدار شدن احساساتش عليه چنين ستمگرى قيام نمىكند.
اجراى فرمان يزيد مبنى بر دستگيرى يا قتل امام در مكه
پيش از اين در مباحث مربوط به تحرك حكومت مركزى اموى در شام، زير عنوان «نقشه كشتن ناگهانى يا دستگيرى امام در مكه»، گفتيم كه اين نقشه از واقعيات مسلم تاريخى است و تقريباً همه مورخان بر آن اتفاق نظر دارند. در آنجا عواملى را كه امام عليه السلام
[١] وى به اين بهانه، عبيدالله بن ابى رافع را دويست تازيانه زد برادرش از او شفاعت كرد (ر. ك. المعارف، ص ١٤٥). محمد بن عمر نوشته است كه عمرو بن سعيد بن عاص اشدق، در ماه رمضان سال شصت به مدينه رفت؛ و بر مردم شهر وارد شد. چون مردم مدينه نزد وى آمدند، او را مردى بسيار متكبر يافتند ... آنگاه در پى چند تن از اهل مدينه فرستاد و آنان را به سختى كتك زد. (تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٧٢).
[٢] علامه امينى، فهرست شصت تن از صحابه را كه در قتل عثمان شركت داشتند ارائه داده است. (الغدير، ج ٩، ص ١٩٥- ١٦٣).