با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٢ - درنگ و تأمل
هيثم نيز در تاريخ چيزى نيامده است. عمر (يا عمرو) بن عبيدالله نيز با اهل بيت روابط حسنهاى نداشت، بلكه در دوران حكومت ابنزبير با او دوست بود. او در جنگ با مختار، فرمانده جناح راست ابنزبير بود. سپس طرفدار عبدالملك مروان شد و از او فرمان مىبرد تا آنكه نزد او به دمشق رفت و در همانجا به مرض طاعون در سال ٨٢ مرد. [١] درباره پاسخ وى نيز در تاريخ چيزى ثبت نشده است. مسعود بن عمر ازدى نيز از اهل بيت دور و با آنها دشمن بود و دوست نزديك و يار و پشتيبان ابنزياد بود، حتى پس از شهادت امام حسين عليه السلام، [٢] از پاسخ وى نيز در تاريخ چيزى به ثبت نرسيده است. [٣]
[١]- ر. ك. البدايه والنهايه، ج ٩، ص ٤٩ و ج ٨، ص ٢٩ و ٢٩٦؛ المعارف، ص ٤١٤؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٧٧، ٤٠٧، ٤٨٤ و ٥٤١. سماوى از وى به عنوان عبدالله بن عبيدالله بن معمر تيمى، تيم قريش، ياد كرده است. (ر. ك. ابصار العين، ص ٤١).
[٢] ر. ك. زندگينامه او در فصل اول، ص ٣٤.
[٣] ولى سماوى درباره مسعود ياد شده مىگويد: او مردم را گرد آورد و براى يارى حسين برايشان سخن گفت، اما موفق نگشت. در كتب مقاتل آمده است كه او يزيد بن مسعود نهشلى بود و اين تميمى است و كنيه اباخالد دارد و از سران اخماس نيست. شايد امام به او هم نامه نوشته باشد. آنچه از سخنرانى و نامه به حسين استفاده مىشود اين است كه مردم را وى جمع كرد، نه مسعود. ولى طبرى و ديگر مورخان از دومى ياد نكردهاند (ابصارالعين، ص ٤١)، پوشيده نماند كه گفتار سماوى اشتباه محض است و با سيره مسعود بن عمرو ازدى، دشمن اهل بيت، سازگارى ندارد. شايد منشأ خطاى سماوى اينجا است كه آنهايى كه امام عليه السلام به آنها نامه نوشت، تنها سران اخماس بودند و نه ديگران. و آنها همانهايى است كه فقط طبرى از آنان نام برده است. در حالى كه قضيه اينگونه نيست؛ زيرا اولًا: عبارت طبرى تصريح دارد در اينكه امام حسين نسخههايى از نامهاش را براى اشراف بصره فرستاد كه از سران اخماس نبودند آنجا كه مىگويد: «و نامهاى را براى سران اخماس و براى اشراف نوشت ...» (تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٨٠). ثانياً: يزيد بن مسعود نهشلى از اشراف بصره و بزرگان شهر بود، هر چند كه از سران اخماس نبود، و مورخان ديگرى كه در نهايت اعتبار هستند، مانند سيد بن طاووس (اللهوف، ص ١١٠) و ابننما نوشتهاند كه يزيد بن مسعود نهشلى از كسانى بود كه امام حسين عليه السلام به او نامه نوشت (مثيرالاحزان، ص ٢٧- ٢٩). گفتار سماوى درباره زندگى شهيد حجاج بن بدر تميمى سعدى- «حجاج، بصرى و از بنى سعد بن تميم بود. او نامه مسعود بن عُمر را نزد حسين آورد و با او ماند و در حضورش به شهادت رسيد.» (ابصار العين، ص ٢١٢)- نيز ناشى از همين اشتباه است و دليلى براى آن وجود ندارد! زيرا كه حجاج ياد شده رضى الله عنه، طبق آنچه برخى از مقاتل نوشتهاند، پيك يزيد بن مسعود نهشلى بود؛ و خود سماوى نيز در ابصارالعين (ص ٢١٣) اين مطلب را نوشته است.