با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤ - مسلم در كوفه
حنفيه ميان چند تن از شيعيان نشسته بود و مختار را به سبب تأخير در قتل عمر سعد نكوهش مىكرد. هنوز سخن او به پايان نرسيده بود كه دو سر نزد وى حاضر شد. محمد به سجده افتاد و دستها را به آسمان بلند كرد و گفت: «پروردگارا اين روز مختار را فراموش مكن و از سوى اهل بيت پيامبرت، محمد صلى الله عليه و آله، نيكوترين پاداشها را به وى عنايت فرما، به خدا سوگند كه از اين پس نكوهشى بر مختار نيست .... (معجم رجال الحديث، ج ١٨، ص ١٠٠).
٢- محدث قمى: نقلها درباره مختار ثقفى گوناگون است. ولى قدر مسلم اين است كه وى دل امامزينالعابدين و بلكه دل همه سوگواران و يتيمانى را كه پدرانشان همراه حسين عليه السلام به شهادت رسيدند، شاد كرده است. مدت پنج سال ماتم و اندوه بر خانههاى مصيبتزدگان خيمه افكنده بود و در اين مدت سرمه كشيده و يا خضاب كردهاى ديدهنشد و دودىاز خانههايشان بالانيامد، تا آنكه سر عبيدالله زياد را ديدند و از عزا بيرون آمدند. علاوه بر آن، مختار خانههاى ويران شده را دوباره بنا كرد و براى ستمديدگان عطا فرستاد. خوشا به حال مختار كه با اين كار خويش دلهاى خاندان پاك پيامبر صلى الله عليه و آله را شادمان ساخت. (وقايع الايام، ص ٤٠).
٣- نمازى: آنچه را كه من اختيار مىكنم و نظر مىدهم اين است كه حضرت مختار همان كسى است كه براى خونخواهى برگزيده شد. خداوند سينههاى پاك را به وسيله او آرامش بخشيد؛ و دلهاى نيكان را شاد كرد؛ و او به شفاعت سرورمان حسين- صلوات الله عليه- از آتش جهنم رهايى خواهد يافت، خداوند از لطف بيكرانش او را پاداش نيك دهاد. (مستدركات علم الرجال، ج ٧، ص ٣٨٥).
٤- امينى: كسى كه به تاريخ، حديث و علم رجال توجه كند و از ديدى نافذ نيز برخوردار باشد، درخواهد يافت كه مختار در صدر مردان دين و هدايت و اخلاص قرار دارد؛ و قيام ارزشمند وى جز براى اين كه با ريشهكن ساختن ملحدان و از بن كندن ستم اموى عدالت را به پاى دارد نبود. ساحت وى از مذهب كيسانى به دور است و همه دشنامها و ياوههايى كه به وى گفتهاند از روى صداقت و حقيقت نبوده است؛ و عالمان بزرگ مانند ابن طاووس در «رجال» علامه در «الخلاصه»؛ ابن داود در «الرجال»؛ ابن نماى فقيه در رسالهاى كه اختصاصاً براى او تدوين كرده است؛ محقق اردبيلى در «حديقة الشيعه»؛ صاحب معالم در «تحرير طاووسى»؛ قاضى نورالله در «مجالس المؤمنين»؛ و شيخ ابوعلى در «منتهى المقال» (ج ٦، ص ٢٤٠) و ديگران وى را ستوده و بزرگ داشتهاند. (الغدير، ج ١، ص ٣٤٣).
٥- مامقانى: در اسلام وى اشكالى نيست، حتى در امامى مذهب بودنش هم شك نيست. عامه و خاصه بر شيعه بودنش اتفاق نظر دارند، و حقيقت اين است كه وى به امامت مولايمان حضرت سجاد عليه السلام اعتقاد داشت ... از مجموعه آنچه گفتيم چنين برداشت مىشود كه مختار مذهب امامى داشت و حكومت او به اذن امام بود. وثاقتش ثابت نيست، بلى او به گونهاى ستايش شده است كه وى را در شمار افراد «حسن» قرار مىدهد (تنقيح المقال، ج ٣، ص ٢٠٦).