با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦ - ملاحظاتى چند پيرامون اين نامه
ملاحظاتى چند پيرامون اين نامه
١- ميان متن نامه و اشعارى كه به گفته هشام بن محمد، يزيد با نامه همراه ساخت، مشابهتهاى چندى وجود دارد كه مهمترينش اينهاست: هر دو در بردارنده بيم و اميد است؛ يزيد از طريق ابن عباس، كه در شعر از او به قريش تعبير مىكند، گفت و گو مىكند؛ يزيد مىكوشد تا در اين نامه از ابراز خشم و كينه جلوگيرى كند؛ و حال آن كه او از ناصبيان خشن و سبك مغزى است كه دست به هر كار زشتى مىزند. [١] آنچه اين خويشتندارى را بر يزيدى كه خوى او بر بىباكى سرشته است تحميل مىكند ضرورتهاى سياسى است. بعيد نيست كه اين توازن ميان بيم و اميد زير تأثير و ديكته سرجون، مستشار آزاد شده مسيحى بوده باشد؛ كه در جنگ روانى و حل بحرانهاى سياسى از روزگار معاويه مهارت داشت.
٢- در اين نامه، يك بار ديگر در برابر همان نغمهاى كه امويان پيوسته در برابر مخالفان خود ساز مىكنند قرار مىگيريم؛ البته شعار پرهيز دادن از ايجاد تفرقه و جدايى ميان مسلمانان و كشانيدن پاى آنان به آشوب و امثال آن.
اين سلاح ابتكارى معاويه، كه پس از ترويج روايتهاى دروغين از زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره، آن را عليه مخالفان به كار مىگرفت، امت اسلامى را به پذيرش حكمرانان ظالم و
[١] ذهبى درباره يزيد گويد: «او فردى ناصبى، خشن و سنگدل بود كه شراب مىنوشيد و كارهاى زشتانجام مىداد ... و پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او فرموده است: كار امت من ادامه مىيابد تا آن كه مردى از بنىاميه به نام يزيد ميانشان شكاف مىاندازد ...» (سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٧).