با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥ - نامه يزيد به عبدالله بن عباس
مقرر مىكنم؛ و اگر زيادتر از آن خواست، هر چه خدا به نظرت رساند براى او ضمانت كن كه من ضمانت تو را اجرا مىكنم و به او مىپردازم و با او سخت سوگند مىخورم و قول محكم مىدهم كه خاطرش مطمئن باشد و در همه پيشامدها بدان استناد كند.
پاسخ نامهام را هر چه سريعتر بنويس و هر نيازى دارى از من بخواه، والسلام. [١]
صاحب تذكرة الخواص در ادامه به نقل از هشام بن محمد گويد: يزيد در پايان نامه شعر زير را نوشت:
يا أيها الرّاكب الغادى لمطيته [٢] على عذافرة فى سيرها قحمُ
أبلغ قريشا على نأى المزاربها بينى وبين الحسين اللّه والرحم
وموقف بفناء البيت أنشده عهد الا له غداً يوفى به الذممُ
هنيتُم قومكم فخراً بأمِّكُمُ أُمٌّ لعمرى حسانٌ عفّة كرمُ
هى الّتى لا يُدانى فضلها احد بنت الرسول وخير الناس قدعلموا
إنّى لأعلم أو ظنّاً لِعالِمِهِ والظنُّ يصدقُ أحيانا فينتَظِمُ
أنْ سَوفَ يَتْرككم ماتدعون به قتلىتهاداكم العقبان والرخمُ
يا قومنا لا تَشُبُّواالحرب اذ سكنت وامسكوا بحبال السلم واعتصموا
قد غَرَّت الحرب من كان قبلكم، من القرون وقد بادت بها الاممُ
فأنصفوا قومكم لا تهلكوا بذخا فَرُبَّ ذى بذخ زلّت به القدمُ» [٣]
[١] تذكرة الخواص، ص ٢١٥.
[٢] در متن چنين است، و درست آن همان طور كه در نقل الفتوح، ج ٥، ص ٧٦ آمده است «لطيَّتِهِ» مىباشد.
[٣] اى سوارى كه بامدادان حركت مىكنى، بر شترى نيرومند كه عنان از دست صاحبش گرفته است؛
چون به قريش رسيدى به آنان بگو كه ميان من و حسين خداوند و رحم (خويشاوندى) است؛
و جايگاهى در پيرامون خانه خداوند كه او را به پيمان الهى و پيمانهاى وفا شده سوگند مىدهد؛
شما را افتخار وجود مادرتان نسبت به قومتان بس است، مادرى كه به جانم سوگند نجيب و نيكوكار و بزرگوار است؛
او كسى است كه هيچ كس به پاى فضيلتش نمىرسد و مردم مىدانند كه او دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و بهترين مردم است؛
اينكه به زودى آنچه ادعا مىكنيد شما را ترك مىكند، كشتگانى كه عقابان و كركسان به شما هديه مىكنند؛
اى قوم ما، جنگ آرام شده را دوباره آغاز مكنيد و به ريسمان خير و نيكى چنگ بزنيد؛
جنگ ملتهاى پيش از شما را فريفت و امتهاى بسيارى را نابود ساخت با مردم خويش انصاف دهيد و با تكبر خويشتن را هلاك مكنيد، چه بسا متكبرى كه پايش لغزيده است!
(تذكرة الخواص، ص ٢١٥- ٢١٦).