با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥ - بصريانى كه امام عليه السلام به آنان نامه نوشت
او كسى است كه به امير مؤمنان عليه السلام پيشنهاد كرد كه حَكَم قرارش دهد؛ و على عليه السلام او را به جنگ با خوارج فرستاده است.
او كس نزد على عليه السلام فرستاد و پيغام داد: اگر بخواهى با دويست سوار مىآيم و با تو همراه مىشوم و اگر بخواهى همه بنى سعد را كنار مىكشانم و هفت هزار شمشير را از تو باز مىدارم؛ و امام عليه السلام شق دوم را برگزيد. [١]
به خاطر اين موضعگيرىهاست كه رجالى معروف، مامقانى، او را «حَسَن» مىشمارد.
يك رجالى ديگر يعنى نمازى مىگويد: «اين سخن، نشانه درجه كمال و حكمت او و نيز خشنودى اميرالمؤمنين عليه السلام از وى است. او از سفيران زبانآور بود.» [٢]
ولى آيا احنف بن قيس همان كسى نيست كه تقاضاى امام حسين عليه السلام را براى يارى نپذيرفت و گفت: «ما خاندان ابوالحسن را آزمودهايم و آنان را نه حكمران ولايتى و نه صاحب مالى و نه چارهجوى جنگى ديدهايم.» [٣]
آيا احنف بن قيس همان كسى نيست كه در قتل مختار به ابن زبير كمك كرد؛ [٤] و رياست تميم را بر عهده داشت. [٥]
آيا او نبود كه- در صفين درحالى كه همراه على عليه السلام بود- گفت: «عرب به هلاكت رسيد». [٦]
اين اظهارات اشاره به ضعف اعتقادى احنف بن قيس نسبت به اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام دارد، چرا كه اگر نسبت به آنان اعتقادى راسخ مىداشت، با كسانى كه با آنها در صلح بودند در صلح مىبود و با كسانى كه با آنها مىجنگيدند، مىجنگيد و با حضور در جبهه حق ديگر براى او اهميت نداشت كه عرب هلاك گردد يا باقى بماند.
[١] تنقيح المقال، ج ١، ص ١٠٣.
[٢] مستدركات علم الرجال، ج ١، ص ٥٢٠.
[٣] قاموس الرجال، ج ١، ص ٦٩١.
[٤] تاريخ طبرى، ج ٦، ص ٩٥؛ قاموس الرجال، ج ١، ص ٦٩١.
[٥] قاموس الرجال، ج ١، ص ٦٩١.
[٦] وقعة صفين، ص ٣٨٧.