با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٧ - درنگ و نگرش
فرمود: «اگر در طف (كربلا) كشته شوم نزد من محبوبتر از آن است كه در حرم كشته گردم!» و فرمود: «اى پسر زبير، چنانچه در ساحل فرات دفن شوم نزد من محبوبتر از آن است كه در آستانه كعبه دفن گردم!» شايد مراد امام از اين سخنان، اين بود كه مىخواست با ابنزبير و ديگر كسانى كه گفت و گوى ميان آنها را مىشنيدند، اتمام حجت كند كه براى يارى و جهاد در ركاب وى، رهسپار عراق گردند.
٥- از جمله چيزهايى كه- بر آنها كه اندك آگاهى بر تاريخ نهضت حسينى دارند- پوشيده نيست، اين است كه نصايح و پيشنهادهاى متناقض پسر زبير- هر چند كه امام عليه السلام با كمال ادب و احترام به آنها گوش فرا مىداد- هيچ گونه تأثيرى بر آن حضرت، كه نسبت به حقيقت دشمنى قلبى پسر زبير نسبت به آل محمد و دروغ بودن دوستى و خيرخواهى وى نسبت به آنان آگاه بود، نگذاشت. از اينرو ديدگاه پسر زبير هيچ گونه تأثيرى، كم يا زياد، بر روند حوادث نهضت حسينى نداشته است.
اينجاست كه خواننده دقيق، از سستى سخن ابن ابىالحديد كه مىگويد: «حسين بر اساس عمل به پيشنهاد خائنانه پسر زبير به عراق رفت» بسيار شگفت زده مىشود.
ابن ابى الحديد مىنويسد: «حسين عليه السلام در مكه درباره خروج از آن شهر با عبداللهزبير مشورت كرد؛ و به گمان اينكه عبدالله خيرخواه او هست رهسپار عراق گشت. عبدالله به امام خيانت كرد و گفت: در مكه نمان زيرا در اين شهر كسى نيست كه با تو بيعت كند. ولى به عراق برو؛ زيرا هرگاه كه تو را ببينند هيچ كدامشان به تو پشت نخواهد كرد. در نتيجه حسين عليه السلام به عراق رفت تا آنكه كارش همان شد كه ديديم!» [١]
سخيفتر از سخن ابن ابىالحديد، گفته محمد الغزالى در دفاع از پسر زبير و بعيد شمردن اينكه او براى راحت شدن از دست امام به حضرت پيشنهاد رفتن به عراق را داده باشد، است. وى مىگويد: «عبدالله زبير پارساتر و ديندارتر از آن است كه به اين فرومايگى تن داده باشد!». [٢]
[١] شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ١٦، ص ١٠٢.
[٢] حياة الامام الحسين بن على عليه السلام، ج ٢، ص ٣١١.